هلند

کشورشناسی

قسمت چهارم:هلند

سرزمین لاله ها و آسیاب های بادی که با 41هزار کیلومتر مربع از استان اذربایجان شرقی کوچیکتره و 16 میلیون نفر جمیعت داره که بیشتر اون ها مسیحیه پروتستان هستند.تقریبا 20درصد مساحت این کشور رو آب تشکیل میده.هلند کوه نداره و ارتفاع بلندترین تپه در جنوب این کشور 322متره یعنی از برج میلاد تهران هم کوتاهتره به همین علت به این کشورNETHERLANDیا سرزمین های پست می گویند.نام هلند هم که ما ایرانی ها این کشور را به این اسم میشناسیم در واقع نام بخشی از این کشوره که درختان زیادی داره که به اون سرزمین چوب ها میگن.هلندی ها در قرن 17 میلادی مالک نیمی از کشتی های جهان بودند اما امروزه تولید کننده بزرگ گوشت و گل هستند.این کشور زادگاه نقاشان بزرگی همچون رامبرانت و ونگوگ و فیلسوفان بزرگی همچون اسپینوزاست.

پایتخت هلند شهر آمستردام است، اما به منظور تمرکززدایی بسیاری از وزارتخانه‌ها و سفارتخانه‌ها در شهر لاهه یا پیرامون آن مستقر شده‌اند. هلند بخش اصلی و اروپایی پادشاهی هلند (به زبان هلندی: Koninkrijk der Nederlanden کُنینک‌رَیک دِر نِیدِرلاندِن) بشمار می‌رود که جزایری را در آمریکای مرکزی نیز شامل می‌شود. هلند از شرق با آلمان همسایه‌است و از جنوب با بلژیک و از غرب نیز از طریق دریا با بریتانیا. بندر روتردام دومین شهر بزرگ هلند است و از نظر مساحت و تعداد اسکله‌هایی که دارد، بزرگ‌ترین بندر اروپا نیز به شمار می‌رود.

اقتصاد

تولید ناخالص داخلی هلند (نه تولید ملی) در سال ۲۰۰۶ بیش از پانصد میلیارد یورو بوده‌است و نرخ رشد اقتصادی در همین سال نزدیک به ۳ درصد بوده‌است. رشد تورم در هلند از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ بطور میانگین حدود دو درصد گزارش شده‌است. نرخ بیکاری در دورهٔ مشابه حدود دو درصد بوده‌است (۴۰۰ هزار نفر و کمتر).

هلند در پرورش و تجارتِ گُل مقام اول را در جهان داراست. دامداری و کشاورزی نیز از پایه‌های اقتصاد هلند محسوب می‌شود. هلندی‌ها علیرغم کوچکی کشورشان سهم بزرگی در تجارت و بانکداری جهانی دارند. ایالات متحدهٔ آمریکا یکی از بازارهای اصلی هلند است و کشورهای اتحادیه اروپا مهم‌ترین شرکای تجاری آن هستند. بیش از نیمی از سهام شرکت نفتی- گازی شل را هلند در اختیار دارد و مابقی را بریتانیا. این شرکت که بخش هلندی آن به رویال داچ شل معروف است در زمینهٔ استخراج و تجارت نفت و گاز در سراسر جهان از جمله ایران فعالیت می‌کند. هلند خود نیز دارای ذخایر گاز طبیعی است و بخش از آن را صادر می‌کند. کشتی سازی و صنایع شیمیایی از دیگر صنایع مادر در هلند هستند. از شرکتهای بزرگ هلندی می‌توان به فیلیپس (صنایع الکترونیک) و هاینکن (یکی از عمده‌ترین تولید کنندگان آبجو در جهان) اشاره کرد. واحد پول هلند پیش از تبدیل به یورو، فلورن یا گیلدر هلندی بود.

سیاست

حکومت هلند پادشاهی مشروطه‌است که در آن شاه یا ملکه نقش چندان تعیین کننده‌ای در سیاست ندارد و بیشتر نماد وحدت ملی است. ملکهٔ فعلی هلند بئاتریکس نام دارد و پسر او آلکساندر ولیعهد است. دو مجلس نمایندگان در این کشور وجود دارد و حزب دارای بیشترین رأی در انتخابات پارلمانی نخست وزیر را برمیگزیند و دولت را تشکیل می‌دهد. او مهم‌ترین مقام سیاسی کشور شناخته می‌شود. احزاب دموکرات مسیحی، سوسیال دموکرات (کار)، سوسیالیست، حزب سبزها و لیبرال از احزاب عمده در این کشور هستند. طی چند سال اخیر و بخصوص در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۰ حزب آزادی (راست افراطی به رهبری خیرت ویلدرس) صندلی‌های بیشتری در مجلس هلند بدست آورده و ممکن است در دولتِ آتی به رهبری لیبرالها VVD حضور داشته باشد. تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس هلند را شهروندان مهاجر ترک تبار و مراکشی تبار تشکیل می‌دهند. از ایرانیان مقیم هلند نیز «فرح کریمی» به نمایندگی از حزب سبزها در مجلس هلند حضور داشته‌است.

هلند عضو قدیمی اتحادیهٔ اروپا و همچنین عضو پیمان نظامی ناتو است. دولت هلند از حملهٔ آمریکا به افغانستان و عراق پشتیبانی کرد و هم اکنون در افغانستان نیرو دارد. اما این نیروها در سال ۲۰۱۰ افغانستان را ترک خواهند کرد (در نتیجهٔ اختلاف نظرهای احزاب اصلی که حتی به انحلال کابینه در هلند انجامید.)
هلند همراه با بلژیک و لوکزامبورگ، بنِلوکس را تشکیل می‌دهند. این نام یک پیمان همکاری منطقه‌ای بین این سه کشور است و از ترکیب نخستین حروف نام این کشورها ساخته شده‌است و این پیمان مادر پیمان اروپای یکپارچه‌است.

جغرافیا

هلند در واقع یک دلتای سرسبز است که رودخانه‌هایی چون راین از میان آن می‌گذرد. بخش‌های وسیعی از سرزمین هلند را کشتزارها و چراگاه‌های سرسبز تشکیل می‌دهند و دریاچه هاو نهرها و جنگلهای طبیعی و مصنوعی در آن به وفور یافت می‌شود. هلند سرزمینی پر باران است با زمستانهای طولانی و تابستانهای کوتاه و ملایم. بادهای تند بخصوص در مناطق ساحلی از ویژگیهای جوی آن است و سیلابهای موسمی تهدیدی همیشگی اما کنترل شده برای این سرزمین کوچک محسوب می‌شوند.

مردم

زبان رسمی هلند، هلندی است (به هلندی:Nederlands). این زبان شاخه‌ای از زبان‌های ژرمنی است و به آلمانی شباهت‌هایی دارد. برخی واژگان فرانسوی نیز از دوره‌های تسلط فرانسویان بر این منطقه، در زبان هلندی جذب شده‌اند. گسترهٔ جغرافیایی زبان هلندی به جز کشور هلند، استان‌های شمالی بلژیک را نیز دربر می‌گیرد. در مستعمرات هلند از جمله در سورینام لهجه‌های بومی‌شدهٔ هلندی کاربرد داشته‌است.
در کشور هلند در حدود ۶۵ هزار فارسی‌زبان سکونت دارند، ۳۰ هزار ایرانی و ۳۵ هزار نفر از کشور افغانستان.

آشنایی با شهر های مهم

آمستردام

آمستردام (به هلندی: Amsterdam) پایتخت کشور هلند است و در غرب این کشور واقع شده‌است.این شهر نزدیک به یک میلیون نفر جمعیت دارد و نیمی از این تعداد را مهاجران خارجی یا خارجی تبارها تشکیل می‌دهند که تنوع آنها به بیش از صد و پنجاه ملیت می‌رسد.هستهٔ اصلی این شهر تاریخی در قرون وسطا بوجود آمد و در قرن شانزدهم توسعه یافت و تبدیل به مهم‌ترین بندر تجاری اروپا شد.

در قرون هفدهم و هجدهم که دوران شکوفایی اقتصاد استعماری هلند بود، خانه‌های اعیان نشین بسیاری در حاشیهٔ کانالهای بیرونی ساخته شدند که بسیاری از آنها هنوز هم پابرجا هستند.

بندر آمستردام از شرق به دریاچهٔ اَیسل مِیر وصل می‌شود و از غرب از طریق یک کانال کشتیرانی به دریای شمال و آبهای آزاد راه دارد.

ورود آب به این مجراها کنترل می‌شود چون آمستردام نیز مانند مناطق وسیعی از هلند زیر سطح دریا قرار گرفته‌است.رودخانهٔ آمستِل از وسط آمستردام می‌گذرد و شبکهٔ گسترده‌ای از کانالها و نهرها بخش‌های مختلف شهر قدیمی را به هم وصل می‌کنند.
این کانالها به تدریج طی چهار پنج قرنِ گذشته به شکل نیم دایره‌هایی دورِ هستهٔ اولیهٔ شهر حفر شده و گسترش یافته‌اند. کاربرد اصلی آنها جابجایی بار و محصولاتِ وارداتی از کشتی‌ها به انبارها و تجارتخانه‌ها و بالعکس از آنجا به بندرگاه بوده‌است.

بخش مرکزی آمستردام بافت فشرده و زیبای قدیمی خود را به خوبی حفظ کرده‌است و به یک موزهٔ رو باز و دیدنی می‌ماند. به همین خاطر یکی از جاذبه‌های گردشگری در آمستردام، قایق‌سواری در کانال‌های داخل شهر است که از مقابل بسیاری از ساختمان‌های زیبای شهر می‌گذرد.

هلند برای هنردوستان نیز مکانی رؤیایی‌ست. گذشته از معماری زیبا، این شهر نسبت به مساحتش گنجینه‌های هنری بسیاری را داراست و پر است از موزه‌ها و گالریهای جورواجور. از نقاشی‌های خیره‌کنندهٔ رمبراند، ورمیر  و ون گوگ که در موزه‌های اصلی به نمایش گذاشته شده‌اند گرفته، تا موزه‌های کوچکی مانند موزهٔ سکس یا موزهٔ شکنجه. سه موزه اصلی آمستردام در میدان موزه [Museumplein] واقع اند.

روتردام

روتردام (به هلندی: Rotterdam) بزرگ‌ترین بندر اروپا و دومین بندر بزرگ جهان است. شهر و بندر روتردام در استان هلند جنوبی در کشور هلند واقع شده‌است.جمعیت روتردام در ماه مارس ۲۰۱۰ برابر با ۶۰۳.۴۲۵ نفر بود و مساحت بخش روتردام ۳۰۴٫۲۲ کیلومتر مربع است. بیش از نیمی از ساکنان این شهر خارجی‌تبار هستند. روتردام پس از آمستردام دومین شهر بزرگ کشور هلند است و با توکیو به عنوان بزرگ‌ترین بندر جهان رقابت می‌کند.

جایگاه راهبردی آن در دلتای «راین-ماس-اسخلد» بر کناره دریای شمال و در قلب سامانه‌ای انبوه از راه آهن‌ها، جاده‌ها و راه‌های هوایی و آبی باعث شده تا به این شهر لقب «دروازه اروپا» داده شود.
روتردام هم‌چنین به خاطر چندفرهنگه بودن شهر، دانشگاه اراسموس، معماری مدرن، بمباران روتردام در جنگ جهانی، و چشم‌اندازهای کناره رودخانه‌ای خود شهرت دارد.

پیشینه سکونتگاه اولیه در این مکان که در پست‌ترین نقطه کنار رود «روته» (Rotte) قرار داشت دست کم به سال ۹۰۰ میلادی می‌رسد. نهر روته از زمین‌های باتلاقی می‌گذشت و نام آن یعنی روته که در قدیم روتا (Rotta) تلفظ می‌شد نیز به معنی «آب گل‌آلود» است. واژه روتا از دو بخش روت (گل‌آلود) و «آ» (آب) تشکیل شده‌است.

لاهه

لاهه (به هلندی: Den Haag دِن‌هاخ یا بطور رسمی 's-Gravenhage اِسخِرافِن‌هاخه) شهری در غرب کشور هلند و پایتخت اداری این کشور است. لاهه مرکز استان هلند جنوبی نیز هست.نام این شهر در زبان فارسی از نام آن در زبان فرانسه (La Haye) گرفته شده است. لاهه یکی از پایتخت‌های سازمان ملل متحد است و ستاد چند موسسه این سازمان در این شهر قرار دارد. به این شهر لقب «پایتخت حقوقی جهان» نیز داده‌اند.

جمعیت این شهر بر اساس آمار سال ۲۰۰۷ برابر با ۴۷۴٬۲۴۴ نفر بوده است. لاهه پس از آمستردام و روتردام، سومین شهر بزرگ هلند به شمار می‌رود.

اوترخت

اوترخت (به هلندی: Utrecht) یکی از شهرهای هلند و نیز مرکز و پرجمعیت‌ترین شهر استان اوترخت است. اوترخت یک شهر مهم و دانشگاهی در هلند و اروپا است. این شهر در مرکز هلند و در شمال خاوری شهرگان جای گرفته است و با جمعیتی برابر با 307081 نفر (سال 2010) چهارمین شهر بزرگ هلند به شمار می‌رود.شهر اوترخت زندگی فرهنگی فعالی دارد و از این نظر پس از آمستردام در مقام دوم کشور قرار می‌گیرد. اوترخت گزینش برای پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۲۰۱۸ را نشانه رفته است.

آیندهوون

آیندهوون (به هلندی: Eindhoven) (تلفظ به هلندی: اَیندهوفِن)، شهری زیبا، مدرن و صنعتی است در استان برابانت شمالی در جنوب شرقی هلند که محل تولد کارخانه‌ های فیلیپس محسوب می‌شود. تیم باشگاهی فوتبال پی اس وی آیندهوون باشگاه این شهر است.

گرونینگن

گرونینگن (به هلندی: Groningen) نام شهری است که در استانی به همین نام در شمال هلند قرار دارد و مرکز اقتصادی- فرهنگی شمال هلند به شمار می رود. عمده شهرت این شهر به دلیل وجود دانشگاه گرونینگن و جمعیت بالای دانشجویان در این شهر است.جمعیت این شهر حدود 185000 نفر است که نیمی از آن را افراد زیر 35 سال تشکیل می دهند. از مکان‌های دیدنی این شهر می توان به برج کلیسای مارتینی، بازار ماهی (Vismarkt)، موزه هنرهای معاصر گرونینگن، ساختمان قدیمی ایستگاه راه آهن، ساختمان تالار شهر و ساختمان تالار موسیقی آن اشاره کرد. اهمیت اقتصادی گرونینگن هنگامی آشکار می‌شود که بدانیم بزرگترین کارخانه شکر جهان و یکی از بزرگترین کارگاههای کشتی سازی جهان در این استان قرار دارد.

جاذبه های گردشگری

باغ های لاله

تاریخچه پیدایش لاله‌های هلندی جالب است. امروزه این گل‌های هلندی تبدیل به یکی از بزرگترین جاذبه‌های گردشگری هلند شدند. بزرگ ترین زمین‌های گل‌های لاله نیز در محلی به نام باغ گل Keukenhof است. این باغ‌ها از سال 1949 تبدیل به یکی از بزرگترین جذابیت‌های توریستی این منطقه شده اند. بودن در نمای باشکوهی از میلیون‌ها گل  لاله و انواع دیگر گل واقعا حس و حال بهار را به انسان می‌دهد. تماشای اینجا تجربه ای است که هیچگاه فراموش نمی‌شود. اینجا مکانی است برای پیر و جوان، دارندگان نمایشگاه‌های گل و افراد معمولی ای که می‌خواهند روز خوش و مطبوعی را تجربه کنن.

موزه ونگوگ

موزه ونگوگ (Van Gogh Museum) ، از موزه هنر در آمستردام، هلند است، دارای آثار نقاش هلندی ونسان ونگوگ و معاصران خود می باشد. این موزه ، دارای بزرگترین مجموعه  از نقاشی های ونگوگ و نقاشی دیگر نقاشان مشهور در جهان است. اغلب آثار ونگوگ موجود در این مجموعه، توسط پسرش وینسنت ویلم ونگوگ که در سال 1925 آنها را به ارث برده بود، بار ی نمایش های طولانی به موزه شهری آمستردام قرض داده بود اما سرانجام در سال 1962 به بنیاد  ونسان ونگوگ  منتقل شد که امروزه به نام موزه ونگوگ مشهور است.

طراحی موزه ونگوگ  به کمک  دولت هلند در سال 1963 و  به معمار هلندی گرید ریتود انجام گرفت . این طراح یک سال  بعد در گذشت و ساختمان تا سال 1973  کامل نشده باقی ماند.  ضلع های نمایشگاه در سال 1999 توسط یک مدرنیست ژاپنی به آن اضافه شد. موزه ونگوگ دارای بیش از 200 اثر از ونگوگ و چند نقاش بزرگ دیگر که از دوستان ونگوگ بوده‌اند می باشد.

کاکنهف(بزرگترین باغ گل جهان)

هلند بزرگترین تولید کننده گل در دنیاست و سرزمین گل معرفترین لقب این کشور است.باغ کاکنهف (Keukenhof) بزرگترین باغ گل جهان است و چیره دستی طبیعت با هنر گلکاران هلندی هر سال 800 هزار بازدید کننده را تنها در دو ماه از سال به خود جذب می‌کند.

موزه ریجکس

کاخ‌هاي موزه ریجکس با داشتن تقریبا یک میلیون اثر، بزرگ‌ترین مجموعه دار هنری و تاریخی در هلند به شمار مي‌رود، اما در سطح بین‌المللی به دلیل دارا بودن نقاشی‌هاي استادان قرن هفدهم هلند شامل 20 اثر از«رامبرانت» و بسیاری از آثار برجسته هنرمندان این دوره شناخته مي‌شود. در این موزه که در سال 1800 میلادی تاسیس شده است، همچنین آثاری از قرون وسطا و قرن‌هاي 18 و 19 میلادی به همراه مجموعه‌هاي زیادی از مجسمه‌ها و کارهای دستی به نمایش گذاشته شده است.

جذابیت ویژه: اثر «تماشای شب» رامبرانت. این نقاشی مشهور، گروهی از نظامیان را به هنگام جنگ ترسیم مي‌کند.

پارک ملی هوگ ولوه

پارک ملی هوگ ولوه (HogeVeluwe) در آمستردام با دارا بودن تپه‌ها و مرداب‌های زیبا یکی دیگر از محل‌های دیدنی آمستردام است.  این باغ در سال 1914 توسط یک زوج ثروتمند آلمانی هلندی خریداری شد.

 یکی از آن‌ها قصد داشت آن را به شکارگاه تبدیل کند ودیگری یک موزه. ولی سرانجام این پارک هم به شکارگاه تبدیل شد و هم به موزه!

روستای گیسورن

این روستا هیچ کوچه و خیابانی ندارد.تردد به وسیله ی قایق ها در رودخانه هاست.


برای دیدن عکسای زیبایی از هلند و همچنین این روستا به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

طلای موجود در زمین از برخورد ستاره‌های مرده به وجود آمده است

با ترکیب کردن مقدار طلای تخمینی تولید شده توسط تک انفجار کوتاه پرتو گاما، با مقداری که از انفجارهای پرتو گامایی که در طول عمر کیهان رخ داده‌اند، پژوهشگران نتیجه می‌گیرند که ممکن است همه‌ی طلای موجود در کیهان از انفجارهای پرتو گاما به وجود آمده باشد.

ما انسان‌‌ها به دلایل زیادی به طلا ارزش می‌دهیم: زیباییش، استفاده از آن به عنوان جواهر و به خاطر کمیاب بودنش. طلا در بخش‌هایی از زمین کمیاب است زیرا در کیهان نیز کمیاب است.

بر خلاف عناصری همچون کربن و آهن، طلا نمی‌تواند از درون یک ستاره به وجود بیاید. بلکه باید طی یک فرایند عظیم‌تری تولید شود- شبیه چیزی که ماه پیش به عنوان یک انفجار پرتو گاما (GRB) اتفاق افتاد. مشاهدات این GRB اثبات می‌کند که این انفجار از برخورد دو ستاره‌ی نوترونی به وجود آمده است. به علاوه درخشش بی‌نظیر ناشی از این انفجار که تا چند روز ادامه داشته، نشان می‌دهد که در اثر آن مقادیر قابل توجهی عناصر سنگین همچون طلا به وجود آمده‌‌‌اند.

به گفته‌ی برگر از مرکز اختر فیزیک دانشگاه هاروارد: «ما تخمین می‌زنیم که مقدار طلای تولید شده از برخورد دو ستاره‌ی نوترونی به بزرگی ۱۰ برابر جرم ماه است.» انفجار پرتو گاما، یک درخشش پر انرژی ناشی از یک انفجار با انرژی بسیار بالاست که اغلب در فواصل دور کیهانی یافت می‌شود. برگر و همکارانش، انفجار پرتو گامای ۱۳۰۶۰۳B را که در فاصله‌ی ۳٫۹ میلیارد سال نوری از ما قرار دارد، یافته‌اند که از نزدیک‌ترین انفجارهایی است که تا کنون دیده شده است.

انفجارهای پرتو گاما عموما دو نوع هستند: بلند و کوتاه- که بستگی به این دارد که انفجار تا چه مدت به طول می‌انجامد. انفجار پرتو گامای ۱۳۰۶۰۳B که در سوم ژوئن توسط ماهواره‌ی پرسرعت ناسا آشکار شده به مدت دو دهم ثانیه به طول انجامید. اگرچه انفجارهای پرتو گاما خیلی زود ناپدید می‌شوند، انفجار ۱۳۰۶۰۳B به آرامی و به شکل تابش فروسرخ ناپدید شد. این نوع درخشش و رفتار، همانند یک «پس درخشندگی» نوعی که معمولا پس از پرتاب جت پرسرعتی از ذرات به محیط اطراف به وجود می‌آید، نبود. در عوض پس درخشنگی ۱۳۰۶۰۳B به گونه‌ای رفتار کرد که گویی از عناصر رادیواکتیو خارجی به وجود آمده است. این عناصر رادیواکتیو می‌توانند از مواد سرشار از نوترونی که از برخورد ستارگان نوترونی به بیرون پرتاب می‌شوند به وجود بیایند. این عناصر باعث واپاشی رادیواکتیو گشته و منجر به درخشش فروسرخ می‌شوند. درست همانند چیزی که این تیم مشاهده کرده‌است.

ون-فای فانگ، دانشجوی فارغ التحصیل مرکز اختر فیزیک هاروارد و همکارش می‌گویند: «ما به دنبال یک “تفنگ آتشین” هستیم که به انفجار پرتو گامای کوتاهی که از برخورد ستاره‌ی نوترونی به وجود آمده، ربط پیدا کند. انفجار ۱۳۰۶۰۳B همان تفنگ آتشین است.»
این تیم محاسبه کرده‌است که حدود یک صدم جرم خورشید، از انفجار پرتو گاما، ماده به بیرون پرتاب می‌شود که مقداری از این ماده طلا است. با ترکیب کردن مقدار طلای تخمینی تولید شده توسط تک انفجار کوتاه پرتو گاما با مقداری که از انفجارهای پرتو گامایی که در طول عمر کیهان رخ داده‌اند، نتیجه می‌گیریم که ممکن است همه‌ی طلای موجود در کیهان از انفجارهای پرتو گاما به وجود آمده باشد. به گفته‌ی برگر: «همانطور که کارل سیگن می‌گوید، همه‌ی ما از غبار ستارگانیم و جواهرات ما نیز ازغبار برخورد ستارگان است.»

داوینچی و پایان دنیا

لئوناردو داوینچی نقاش ایتالیایی بدون شک مرموزترین نقاش تاریخ است.نقاشی های او و همچنین دست نوشتهایش پر از هشدار به آیندگان است که خواستار جدی گرفته شدن آن ها بوده است.من سعی کردم تو این اپ تطابق طوفان ها تندباد ها و سیلهای امروز را با نقاشی های داوینچی نشون بدم.این آپ حاصل ترجمه سخنان محققان امریکایی و ایتالیایی هست که در این مورد تحقیق کردن پس خواهشا تا حد امکان کپی نکنید و در صورت کپی با ذکر منبع باشه

((قایق ها و تخته هایی که مردان و زنان و کودکان بر رویشان جمع شدند ترس زده از خشم بادهایی که اب را دورادور اجساد غرق شدگان می چرخاند))داوینچی سال 1482

کسانی که اثار او را دنبال می کنند معتقدند نقاشی های او پر از رموز اسرار امیز است.زندگی لئوناردو همزمان با بی ثبات ترین و عجیبترین دوره تاریخ در اروپاست به همین علت او سخنانش را در نقاشی هایش گنجانده است.

در سال 1466 طغیان رود ارام ارنوز فلورانس که داوینچی شاهد ان بود ممکن است لمس چنین تجربه ای در جوانی ذهنش را درگیر اب های خروشان کرد.

داوینچی اثر خود او

انجیل یوحنا:به مدت 40 روز و 40 شب باران بر زمین خواهم فرو فرستاد و هر موجودزنده ای را که خلق کرده ام به همام ترتیب محو خواهم کرد.مشابه این سخن انجیل عهد عتیق در فرهنگ های مختلف امده است. افسانه گیل گمیش بابل نیز به نابودیه نسل بشر به وسیله ی سیل اشاره می کند.در ائین هوپی نیز سیل عامل مرگ فاسدان اعلام شده.برخی مفسرین تمامی این پیش گویی ها را مطابق با طوفان ها وسیل های دنیای امروز می دانند.بسیاری از اثار لئوناردو از جمله شام اخر و مونالیزا پر از پیچیدگی ها و هشدار های مختلف است.در بسیاری از اثار او موی افراد حالت طوفان را به ذهن انسان تداعی میکند با پیچ خوردگی های مشابه که یکی از شاخصه های کاری او بود.

شام آخر

در پس زمینه این نقاشی سه پنجره وجود دارد که اشاره ای نمادین به اعتقاد به تثلیث هستش.سر عیسی مسیح هم در نقاشی درست به موازات پنجره ی وسطی قرار گرفته که می تونه به صورت نمادین اشاره به این مساله باشه.

در میان نقاشی ها لئوناردو سه نقاشی ان چنان برای او اهمیت داشت که تا پایان عمر ان ها را در کنار خود نگه داشت.مونالیزا,باکره و کودک به همراه ان مقدس و جان باپتیست مقدس.

مونالیزا

مونالیزا در عین سادگی بسیار مرموزه.نکته اول اینه که مستقیما به ما نگاه میکنه که خوب برای زنی در اون دوران جسورانه بود و همچنین عکس العمل هم نشون می ده و لبخند میزنه.از خودت می پرسی این زن به چی داره فکر میکنه؟کوه های قرار گرفته در سمت چپ تصویر یه مقدار بی ثباتن انگار دارن تحلیل میرن.نقش هائی از اب هم در نقاشی وجود داره.یه دریاچه در بالا و یکی در پایین داریم.اون بالائیه بالاخره در جایی به سمت چشم انداز موجود سرازیر میشه و امکان طغیان هست.سیلاب های احتمالی در پیچش موهای او نشان داده می شود.

صحت این موارد مورد تائید همه نیست اما بررسی دو نقاشی دیگر ایده های مشابهی را تداعی می کند

باکره و کودک به همراه ان مقدس

در اینجا هم زمینه ی مشابهی را مشاهده می کنیم.آن مقدس نقشی شبیه به جان مقدس رو برعهده داره.اسرار رو میدونه.کودک بره ای را در اغوش گرفته که قراره قربانی بشه.لئوناردو خواسته قربانی شدن مسیح رو به نمایندگی از مجموعه ی بشریت مطرح کنه.آن در واقع داره به این صحنه روحانی نظارت میکنه.این نگاه روحانی در واقع یعنی رستگاری نهائی بشریت به طرز خطرناکی در لبه ی یک صخره(پایین نقاشی)روی داده.کاملا مشخص است که منظور لئوناردو نمایش تقلای بشر در شرف نابودی جهت رستگاری بوده است

جان باپتیست مقدس

بازهم اشکال پر پیچش(موهای او)که بارها در نقاشی های او تکرار شده استفاده شده است.موهای بلند جان مقدس در میان تاریکی که ان را فراگرفته به پایین ریخته است و مشابه اب های خروشان است.

در نهایت انگشت بر افراشته جان مقدس ممکن اسن اشاره به تنها راه نجات باشد.

لبخند مونالیزا ان مقدس و جان مقدس به گونه ای نشون می ده که شاید ماهیتی شگفت اور و غیر قابل توصیف قراره به کمکمون بیاد.

بسیاری اعتفاد دارند که لئوناردو خواسته در این سه نقاشی مفهموم تثلیث در قالب نشانه ها را بیان کند واینکه تثلیث در نگاه او به معنای خلقت تعادل طبیعی و در نهایت نابودی جهان بوده است.

همچنین او نقاشی هایی دارد که مشهور به سیل می باشند.

(تثلیث یکی از اعتقادات بنیادین مسیحیت است که بر اساس آن خدای یگانه در سه شخص خدای پدر، خدای پسر (که در عیسی مسیح تجسم پیدا کرد) و خدای روح‌القدس می‌باشند. این سه ذات یکسانی داشته ولی از هم متمایز می‌باشند.

به نام خدای یکتای پدر,پسر و روح القدس.دست نوشته ای از انجیل دیاتسرون

(برای اطلاعات بیشتر از تثلیث به http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AB%D9%84%DB%8C%D8%AB

مراجعه کنید.)

ظاهرا داوینچی پایان عمر بشریت را با سیلی عظیم پیش بینی کرده است.ایا پیش گوئی های او و سیل ها و سونامی هایی که امروزه در حال وقوع است و تا 40 سال اینده نیز تشدید خواهد شد اتفاقی است؟چگونه ممکن است لئوناردو در حدود 550 سال قبل بالا امدن سطح اب را بر اساس گرمایش زمین پیش بینی کرده باشد؟به نظر مفسران توجه او به ویرانی توسط اب که در ستایش شده ترین اثارش به چشم می خورد اتفاقی نیست.

((کوه های بلند با وجود فاصله زیادشان با دریا موجب طغیان اب های خروشانند))داوینچی سال 1482(مطابقت این سخن با نقاشی مونالیزا)

علت خلق اثاری تحت نام سیل در 400 سال گدشته معما بوده است.ایا این نقاشی ها هشدار به ایندگان است؟هشدار های دانشمندان مبنی بر خطرات حاصل از گرم شدن زمین هر ساله جدی تر می شود.سطح دریاها در 10 سال گدشته 52 سانتی متر بالا امده است و انتظار می رود این میزان تا قرن اینده تا یک متر بالا بیاید.اقیانوس اطلس تندبدهای بیشتری ایجاد می کند.اقیانوس ارام محل مرگبارترین سونامی هاست.

((شرایط به گونه ای وخیم خواهد بود که مردم مجبور به بالا رفتن از درختان خواهند شد))داوینچی

مفسران بر اساس اخرین اثار به جا مانده از وی معتقدند داوینچی دو دیدگاه مختلف در مورد رستگاری بشر داشته است.نقاشی اخر در میان تاریکی و پیچش موهای جان مقدس نکات امید بخشی دارد.لبخند او و همچنین اشاره انگشت او به اسمان.اما نقاشی های اخر او(سیل)کاملا ناقض این مسئله هستند.دنیایی بدون تعادل که سیل و طوفان ان را از بین خواهد برد.

((صدای ناله از همه سو به گوش می رسد نالهی افرادی که زندگیشان به یغما رفته و لحظات اخر زندگی خود را در عریانی و نا امیدی به سر می برند))داوینچی

داوینچی در پایان عمر خود به علت ترس از اینده بشر دیوانه شد.بسیاری از اثار او پراکنده شدند.شاید پیش بینی های دیگر داوینچی در انتظار کشف شدن هستند.

اما او در مورد وضع اقتصادی کنونی چه نظری داشت؟

((سکه های نامرئی برتری صاحبانش را در پی خواهند دشت))

در مورد زندگی نسل بشر چطور؟

((زندگی های بیشماری از دست رفته و گودال های بیشماری در زمین حفر می گردد))اشاره به سقوط شهاب سنگ ها

لئوناردو داوینچی از زمان خود فراتر بود.شواهد امروز نشان دهنده ی هوش بالای او است.آیا بشریت روش زندگی خود را تغییر می دهد یا به سرعت به سوی اخرزمانی وحشتناک پیش می رود ؟همان گونه که داوینچی ان را پیش بینی کرده است


کوروش بزرگ

قسمت چهارم

تسخیر شرق ایران و غرب آسیای میانه و عیلام

توالی تاریخی جنگ‌های کوروش، پس از فتح آسیای صغیر مبهم باقی‌مانده‌است. کوروش مسئولیت فتح شهرهای آئونیان را در ساحل دریای اپه  و بقیهٔ آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و به اکباتان برگشت تا مقدمات تسیخر بابل، باختر، سرزمین سکاها و بالأخره مصر را فراهم نماید.

اینکه چرا کوروش منتظر پایان کارها در آسیای کوچک نشده و با شتاب به درون ایران بازگشته، می‌تواند ناشی از این باشد که نبرد کوروش با کرزوس بی‌موقع بود و حمله از طرف پادشاه لیدیه صورت گرفت زیرا پس از انقراض دولت ماد، اوضاع ثابتی بر ایران حاکم نبوده و او می‌بایست به امور شرقی رسیدگی می‌کرد. مورخان یونانی دربارهٔ جنگ‌های کوروش در قسمت‌های شرقی ایران سکوت کرده‌اند و به جز هرودوت که آن هم به‌طور مختصر به این جنگ‌ها اشاره می‌کند، دیگران مطلبی ننوشته‌اند.داریوشنام ایالت‌های تحت فرمان امپراتوری هخامنشی را در سنگ‌نبشته‌های بیستون، تخت جمشید و نقش رستم ذکر می‌کند که نام سرزمین‌های شرقی ایران نیز در میان آنان است.

در بند ششم سنگ‌نبشتهٔ داریوش در بیستون، وی به نام بیست و دو سرزمین اشاره می‌کند که امپراتوری او را تشکیل می‌دهند و چون در زمان نوشتن این سنگ‌نبشته، فقط سه سال از فرمانروایی داریوش می‌گذشت و این مدت هم صرف فرونشاندن شورش‌ها شده بود، می‌بایست این سرزمین‌ها در دوره‌های قبل به امپراتوری هخامنشی افزوده شده باشند؛ دوران پادشاهی کمبوجیه کوتاه بود و او تنها توانسته بود مصر را فتح کند. پس بی‌گمان این سرزمین‌ها را که در سنگ‌نبشتهٔ بیستون از آن‌ها به‌عنوان بخشی از پادشاهی هخامنشی نام برده شده، باید کمابیش همان سرزمین‌هایی بدانیم که در ابتدا به‌دست کوروش به امپراتوری هخامنشی افزوده شده بودند.این ایالات شامل «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» است.

پارس‌ها احتمالاً پارت، هیرکانی و احتمالاً ارمنستان که همگی جزئی از قلمرو سابق پادشاهی ماد در ۵۴۹-۵۴۸ پیش از میلاد بودند را اشغال کردند. به گفتهٔ گزنفون، هیرکانی داوطلبانه حاکمیت کوروش بر خود را پذیرفت. همانطور که برای عیلام والتر هینتس و ران زادوک با هم اختلاف نظر دارند که عیلام توسط پارس‌ها بعد از سقوط بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد گرفته شد. با این وجود براساس یکی از متون پیشگویی بابلی، «شاه عیلام حمله خواهد کرد و از تخت پادشاهی بیرون خواهد کرد»، پادشاه بابل کسی که «خاندان هارران را تاسیس کرد». این شاه عیلام به عنوان کوروش دوم و شاه بابل به عنوان نبونعید شناخته شده‌است. عیلام باید قبل از حمله کوروش به بابل فتح شده باشد.شهر مهاجرنشین مستحکم‌شدهٔ سایرس‌چتا (یعنی شهر کوروش) یا همان سایروپولیس در سغد، گواهی فعالیت کوروش در آن ناحیه‌است. پلینی گزارش می‌دهد که کوروش، شهر کپیسا در شمال افغانستان را ویران کرد و آریان حملهٔ او به سرزمین‌های هند (ظاهراً گندهارا) و فرمانبرداری مردم آریاسپائی در امتداد مرز جنوبی درانگیانا را گزارش داد. به استناد گزارش هرودوت و بروسوس حملهٔ او به سرزمین‌های آسیای میانه بعد از شکست‌دادن لیدیه در ۵۴۷ پیش از میلاد و پس از فتح بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد رخ داده‌است.

پایان قسمت چهارم

جهان کج شده است!

یک کارشناس امور فضایی ناسا از وجود ساختارهای عظیم ناشناخته‌ در فضا خبر داده که مانند جاروبرقی عمل کرده و با کشاندن کهکشان‌ها به سوی خود، جهان را کج کرده‌اند.

دیوید گلن، اولین آمریکایی حاضر در مدار اشاره کرده که انسان‌ها بر این تصور هستند که درک کاملا خوبی از قوانین جهان دارند.

وی می‌گوید طبق باور انسان ما بر روی یک سیاره کوچک در مدار خورشید و در حاشیه کهکشان راه شیری که گلن آنرا یک کهکشان کاملا عادی در یک جهان بی‌نهایت خوانده، قرار داریم.

به گفته گلن، بیشتر ما فکر می‌کنیم قوانین فیزیک در جهان تغییر نمی‌کنند حتی اگر موارد آزمایشی ما میلیاردها سال نوری دورتر باشند.

این نظریه اصل کوپرنیکی نام دارد که دانشمندان بیشتر دانش علمی خود در مورد جهان را بر اساس آن پایه‌گذاری کرده‌اند.

اما به گفته گلن این کار می‌تواند بسیار اشتباه باشد.

دانشمندان با بررسی نور کهکشانهای دور برای مطالعه سرعت و جهت اجسام متحرک مانند سیارات و ستارگان، شروع به بررسی محتاطانه‌تر ساختار جهان کرده‌اند.

بر اساس مشاهدات آنها برخی خوشه‌های کهکشانی دور به جای اینکه طبق انتظار از یکدیگر دور شوند، به نظر می‌رسد که در یک جریان فضایی مانند یک رودخانه گیر کرده‌اند.

این اجسام با سرعت های بسیار زیاد (حدود 3.2 میلیون کیلومتر در ساعت) در یک مسیر خاص حرکت می‌کنند.

دانشمندان مطمئن نیستند دلیل این امر چیست اما آنرا را جریان تاریک خوانده‌اند.

گلن برای بررسی دلیل رویداد این امر، اظهار کرده که به عقیده دانشمندان باید یک چیز بزرگتر در فضا وجود داشته باشد.

وی گفت: این چیز باید بسیار بزرگتر از هرچیزی باشد که دانشمندان تاکنون در جهان شناخته شده دیده‌اند.

به گفته گلن، این چیز می‌تواند به قدری عظیم باشد که خوشه‌های کهکشانی در برابر آن کوتوله به نظر برسند و توسط این جاربرقی غول‌پیکر فضایی به درون کشیده شوند.

به باور دانشمندان، این جسم عظیم اسرارآمیز به قدری بزرگ است که احتمالا جهان را کج کرده است.

البته به گفته گلن اکنون امکان بررسی این نظریه وجود ندارد چرا که دانش بشری از فناوری مشاهده ساختارهای عظیم خارج از جهان قابل مشاهده که شعاع آن حدود 45.7 میلیارد سال نوری است، برخوردار نیست.

وی بر این نکته جالب تاکید داشته درحالی که جهان در 14 میلیارد سال قبل به وجود آمده، نور ورای جهان شناخته شده از زمان کافی برای رسیدن به تلسکوپهای بشری برخوردار نبوده است.

برخی دانشمندان تلاش کرده‌اند که این پدیده را با این فرضیه که یک جهان همسایه باعث کشش و شیب عجیب شده، این پدیده را توضیح دهند.

به گفته گلن، اگرچه شاید زمان زیادی طول بکشد تا فناوری لازم برای شناسایی ماهیت این اجسام عظیم تولید شوند، این اجسام از قدرت کافی برای زیر سوال بردن اصل یکنواختی جهانی توسط کارشناسان برخوردارند.

امپراتوری عثمانی

قسمت پایانی

سراغاز انحطاط عثمانی

مورخین مرگ سلیمان قانونی (۲۰ صفر ۹۷۴ ق. / ۵ سپتامبر ۱۵۶۶ م.) را نقطه عطفی در تاریخ عثمانی و سرآغاز فرایند انحطاط تدر یجی این دولت می‌دانند. در واقع، این انحطاط هر چند در اواخر سده شانزدهم میلادی، پس از مرگ سلیمان، رخ نمود و در نیمه اول سده هفدهم شتاب گرفت، ولی بنیان‌های اجتماعی آن در دوران حکومت سلیمان و در اوج شکوه دولت عثمانی تکوین یافت.

دوران شکوه دولت عثمانی که شامل دوره سلیم اول و سلیمان قانونی بود، بیش از نیم قرن به درازا نکشید. پس از آن ضعف دولت عثمانی آغاز شد و خط انحطاط به طور مستمر ادامه یافت. گرچه گاه‌وبیگاه توقفی در این انحطاط رخ می‌داد و عاملش روی کار آمدن برخی از خلفای قدرتمند یا تلاش اطرافیان آنان از جمله صدراعظم‌ها بود. زمینه‌های ضعف دولت عثمانی از همان دوره سلیمان فراهم آمد؛ چرا که سلطان تحت تأثیر همسرش خرم سلطان قرار داشت که بر ضد امیر مصطفی توطئه کرده، تلاش داشت تا فرزند خودش سلیم دوم را به جانشینی سلیمان بگمارد. مصطفی فرمانده بسیار خوبی بود و محبوبیت فراوانی نزد افسران داشت. رفتار بد با مصطفی سبب خشم ینی چریان و شورش بزرگی بر ضد سلطان شد که البته سلیمان آن را سرکوب کرد. در این ماجرا مصطفی و فرزند شیرخوارش کشته شدند. هم چنین سلطان فرزند دیگرش بایزید و چهار فرزند او را با توطئه یکی از وزرا به قتل رساند، و بدین ترتیب زمینه برای روی کار آمدن سلیم دوم فراهم شد.

دانشگاهی در سال 1900

یکی دیگر از مظاهر ضعف دولت سلیمان قانونی، شرکت نکردن وی در جلسات دیوان و فاصله گرفتن او از مشکلات اقتصادی – اجتماعی بود که دشواری‌های ناشی از آن سبب برآشفتن مردمانی در بخش‌های اروپایی و آسیایی شد

علامت امپراتوری عثمانی
ورود سلطان محمد فاتح به قسطنطنیه بعداز سقوط

مورخان مرگ سلیمان قانونی (۲۰ صفر ۹۷۴ ق. / ۵ سپتامبر ۱۵۶۶ م.) را نقطه عطفی در تاریخ عثمانی و سرآغاز فرایند انحطاط تدریجی این دولت می‌دانند. درواقع این انحطاط هرچند در اواخر سده شانزدهم میلادی، پس از مرگ سلیمان، رخ نمود و در نیمه اول سده هفدهم شتاب گرفت، ولی بنیان‌های اجتماعی آن در دوران حکومت سلیمان و در اوج شکوه دولت عثمانی تکوین یافت.

سیر افول مداوم دولت عثمانی مقارن و همپیوند با سیر ظهور و اعتلای روزافزون تمدن جدیدی است که در اروپای غربی سربرکشید. این دو تحول موازی بخش مهمی از فرایند عظیمی را شکل داد که سرنوشت بشریت را در طول سده‌های اخیر رقم زد و سرانجام در اوایل سده بیستم میلادی جغرافیای سیاسی کنونی جهان را پدید آورد.



عوامل نابودی عثمانی

ر بررسی علل انحطاط عثمانی باید نقش عوامل زیر را اساسی دانست:

  • افزایش جمعیت و عدم تناسب آن با اراضی زیرکشت؛
  • تأثیر سلطه غربیان بر قاره اروپا و ظهور اقتصاد جدید پلانت کاری؛
  • گشایش راه دریایی تجارت غرب با شرق؛
  • خرابکاری و مقابله نظامی و اطلاعاتی قدرت‌های اروپایی معارض عثمانی؛
  • پیشرفت اروپایی‌ها ازلحاظ نظامی و تولید سلاح‌های بهتر و عقب ماندن عثمانیان ازلحاظ فناوری نظامی؛
  • جنگ‌های مذهبی با ایران؛
  • توقف فتوحات که بیکاری ارتش بزرگ عثمانی را درپی داشت و باعث دخالت لشکریان در امور کشوری شد؛
  • خوشگذرانی امپراتوران عثمانی و رها شدن کارهای کشور.

دو عامل دیگر یعنی رشد فساد در ساختار سیاسی و تحجر اندیشه دینی و سیاسی را را باید فرعی تلقی کرد.

بنابراین، فساد در ساختار سیاسی و تحجر در اندیشه دینی را نباید به‌عنوان عواملی تعیین کننده و سرنوشت ساز ارزیابی کرد. برای رسیدن به شناختی عینی و به دور از ذهن گرایی و خیال پردازی از علل واقعی تفوق غرب و افول عثمانی، و سایر دولت‌های غیرغربی، باید بر نقش عوامل چهارگانه نخستین تأکید کرد و فساد در ساختار سیاسی و تحجر در اندیشه و ایستایی در فرهنگ را به نوبه خود به عنوان پیامد و معلول عوامل فوق شناخت

جلسه ای در سال 1879

نابودی عثمانی

امپراتوری عثمانی سال‌ها چون ابرقدرتی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهٔ کردستان،سرزمین های عربی، اسیا صغیر و بالکان فرمان‌روا بود. با شکست در جنگ جهانی اول امپراتوری عثمانی فروپاشید و جای خود را به ترکیه داد. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و پیدایش کشور جمهوری ترکیهاین نواحی به دست کشورهای پیروز در جنگ بعضاً تقسیم یا مستقل گردیدند.

مخمد ششم اخرین سلطان عثمانی

پایان

آدولف هیتلر

به گواه تاریخ نازی ها و شخص هیتلر اغاز کننده ی جنگ هایی بودند که اثرات ان هنوز هم قابل مشاهده است.اما در این بین کسانی هستند که از عقاید او دفاع می کنند و کسانی هستند که به طور کامل او را نمی شناسند.

ادولف هیتلر در طی مدتی که در زندان بود کتابی به نام نبرد من را نوشت که تبلور عقاید او بود.

من سعی میکنم هر بار جملاتی رو از نبرد من استخراج کنم و اینجا بنویسم تا همه به عقاید هیتلر دست پیدا کنند و تصمیم بر خوبی و بدی عقاید هیتلر بر عهده شما.

بسیاری او را وطن پرست می نامند.اما کدام وطن پرستی را می شناسید که به خاطر وطنش حق زندگی را برای دیگران سلب کند.بسیاری از این عقیده او که از سیاهان و یهودیان متنفر بود دفاع میکنند ولی ایا حتی یک لحظه خود را به جای ان ها گذاشته اند تا ببینند ان ها چه میکشند.مگر کسی که سیاه است به انتخاب خودش سیاه شده است؟ ستاره به ان روشنایی در اسمان سیاه نمایان می شود.علت مخالفت هیتلر با یهودیان بیشتر به کارل مارکس جامعه شناس یهودیه المانی باز می گزدد که خلاصه سخن او این بود که انسان دین را می افریند او به یکسانی منزلت انسان ها معتقد بود.او به دین اعتقاد زیادی نداشت قسمتی از سخنان او اینگونه بود که در زمان او طرفداران زیادی نداشت اما بعد ها مورد توجه قرار گرفت((دين هم ابزار ستمگري به طبقه زيردست جامعه و هم بيانگر اعتراض عليه ستمگري مي باشد.))

قسمت سوم

یکی از فعالیت های مهم و مثبت هیتلر و المان نازی به راه اندازی جنبش ضد تنباکو بود.در این زمان کوشش بسیاری انجام شد تا با راه های فرهنگی از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات جلوگیری شود.در این زمان قوانین مهمی برای کاهش مصرف الکل به تصویب رسید.مانند برخورد با رانندگان مست و همچنین جلوگیری فروش الکل به افراد کم سن و سال.اکثر سران نازی از جمله خود هیتلر برای احترام به این قوانین از مصرف مشروبات خودداری می کردند.

از اقدامات مهم دیگر تصویب قانون حفاظت از طبیعت رایش بود.نازی ها اصولی داشتند که حامی حقوق حیوانات و باغ های وحش بودند و اقدامات متعددی برای حفاظت از ان ها می کردند.ادولف هیتلر,هرمان گورینگ,رودلف هس وهاینریش هیملر به حیوانات و محیط زیست علاقه داشتند و هیملر اقداماتی را برای ممنوعیت شکار انجام دادند.هیتلر به علت علاقه به حیوانات و احترام به این قانون از گوشت حیوانات تغذیه نمی کرد و گیاه خوار بود.قوانین کنونی اسایش حیوانات در المان کم و بیش مشابه قوانین المان نازی است.

و اما جملاتی از نبرد من

گاه گاهی در مجلات نشان می دهند که یک سیاه پوست کشیش یا خواننده یا یک پست مهم به دست اورده.که چه شود؟این کار جنون جنایت امیزی است که یک فرد پست که از ابتدا نیمه میمون بوده است چنان تحت تعلیم قرار گیرد که به پست مهمی برسد

هرگز نباید فراموش کنیم که حقیقت های بزرگ  نه با اتحاد بلکه با رهبری بزرگ به دست امده اند.

دولت فرانسه مهم ترین دشمن ماست زیرا این ملت روز به روز به درجه سیاه پوستان تنزل می کند و یهودیان را در رسیدن به مقاصد خود کمک می کند و قوم سفید را به خطر می اندازد.

کلاغ ها هم دادگاه دارند

در بسیاری از فرهنگ ها کلاغ سیاه نماد شومی محسوب می شود.کلاغ سیاه برای شیطان پرستان نیز معنا و مفهوم خود را دارد. به عقیده ان ها کلاغ سیاه چشمان شیطان است.بسیاری از صدای کلاغ متنفرند . شاید روز خود را با بیدار شدن با صدای کلاغ اغاز کرده اید که شاید با نفرین شما همراه بوده است.بسیار هم پیش امده در پارک یا جاهایی که درختان زیادی وجود دارد صدای کلاغ ها شما را کلافه کند اما ایا می دونستید که تو همون لحظه کلاغ ها در حال برگزاری دادگاه هستند. 


بر اساس تحقیقات جدید کلاغی که متهم است در دادگاه در مقابل ریش سفید کلاغ ها که همان قاضی است قرار می گیرد.در پایان جلسه با صدور حکم به پایان می رسد.اگر کلاغ تبرئه شود کلاغ ها ان محل را ترک می کنند ولی اگر کلاغ مجرم شناخته شود کلاغ های دیگر به ان حمله می کنند که احتمالا همان لحظه زد و خورد و اوج صدای ان هاست.

تحقیقات در مورد سایر حیوانات شروع شده است

کلاغ به نابغه پرندگان مشهور است.کلاغ دارای هوش بسیاری است و طرز زندگی ان از ادراک بالای این حیوان ناشی است.کلاغ ها اهل تفریخ و عیش و نوش هستند.ان ها قادر به محاسبات ریاضی تشییع جنازه و تقلید صدا هستند.بر اساس افسانه ها انسان با حقیقت تشییع جنازه و دفن جنازه اشنا نبوده و این کار ها را از کلاغ اموخته.

نام این حیوان در قران و ایه 35 سوره مائده و در جریان کشته شدن هابیل توسط قابیل امده که با افسانه بیان شده توسط اروپایی ها تطابق دارد.

 پس خداوند کلاغی را برانگیخت ، تا در زمین کاوش کند و به او بنمایاند که چگونه جسد برادرش را بپوشاند.( قابیل با خود) گفت: وای بر من که از این کلاغ ناتوانترم که ( بدانم چگونه) جسد برادرم را ( با خاک) بپوشانم. پس برکرده خود پشیمان شد.

کبد

کبد بزرگترین غده بدن است و بعد از پوست بزرگترین بخش بدن است که در زیر پرده دیافراگم قرار دارد(پرده ای که مختص پستانداران است و در تنفس ششی و دم مهم ترین نقش دارد). کبد در بسیاری از اعمال متابولیک بدن از جمله پروتئین سازی(نوسط شبکه اندوپلاسمی زبر)وسم زدایی(توسط شبکه اندوپلاسمی صاف که علاوه بر سم زدایی در ساخ لیپیید ها و ذخیره کلسیم نقش دارد و باعث انقباض ماهیچه ها می شود.اندام هایی که پروتئین سازی شدیدی دارند واجد داشتن اندوپلاسمی زبر هستند هورمون ها و انزیم ها توسط ریبوزوم های روی این شبکه ساخته می شود.اندام هایی که استروئید سازی شدیدی دارند واجد داشتن اندوپلاسمی صاف هستند هورمون های تستوسترون الدوسترون کورتیزول از جمله این هورمون ها هستند)

80 درصد سلولهای کبدی را هپاتوسیتها تشکیل می‌دهند. هپاتوسیتها ، چربی و قند را ذخیره می‌کنند. علاوه بر این تهیه آلبومین ، پروترومبین و فیبرینوچن(عوامل انعقاد خون) به عهده هپاتوسیت است. کبد دارای چهار لوب ناقص جداگانه است که با یک بافت پیوندی بسیار نازک به نام کپسول گلیسون احاطه شده است. سطح آن با صفاق پوشیده شده است. ناف کبد برای ورود رگهای خونی و خروج صفرا بکار می‌آید. دو نوع جریان خون دریافت می‌کند. مقدار زیاد آن از طریق ورید باب (از روده ، معدهو طخال) وارد کبد می‌شود و مقدار خیلی کمی خون از طریق شریان کبدی به کبد می‌رسد.

افت اصلی کبد توسط بافت پیوندی به لوبول تقسیم نشده است. هپاتوسیتها به شکل صفحات سلولی یا تیغه ، در اطراف ، در محور فضای پورت و وریدچه مرکزی قرار دارند. فضای پورت شامل ورید باب ، شریان کبدی و مجرای صفراوی است. علاوه بر این رگهای لنفی و اعصاب نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای کبدی در بدن اعمال زیادی را انجام می‌دهند مانند شرکت در ساختن پروتئینها ، ذخیره سازی مواد مورد نیاز ، اعمال متابولیک ، سم زدایی و غیر فعال کردن مواد مضر و تولید و ترشح صفرا. 

فضای سه گوشی است که در رئوس لبولهای مجاور دیده می‌شود. هر فضای پورت پر از بافت همبند و حاوی شریان ، ورید و مجرای صفراوی است. ورید موجود شاخه‌ای از ورید باب و شریان موجود شاخه‌ای از شریان هپاتیک است. مجرای صفراوی ، صفرای مترشحه توسط سلولهای کبدی را دریافت می‌کند. 

سلولهای کبدی در هر لبول بهم پیوسته و صفحاتی را تشکیل داده‌اند که به صورت شعاعی از مرکز به محیط کشیده شده‌اند. صفحات کبدی توسط سینوزوئیدها از یکدیگر جدا شده‌اند. هر سلول در دو سطح خود با هپاتوسیتهای مجاور و در طح دیگرش با سینوزوئیدها در تماس می‌باشند. 

سینوزوئیدها ، کانالهای عروقی وسیعی به قطر 30 - 10 میکرومتر می‌باشند که در حد فاصل صفحات کبدی قرار گرفته‌اند. خون را از شریانها و وریدهای توزیع کننده دریافت و در مرکز لبول به ورید مرکزی تخلیه می‌کنند.

در وسط هر لبول قرار گرفته و خون سینوزوئیها را دریافت می‌کند. از نظر ساختمانی سلولهای آندوتلیال پوشاننده ورید مرکزی بوسیله الیاف رتیکولر(همبند) پشتیبانی می‌شوند. 

ورید باب یا پورت که 75 درصد خون کبدی را تامین می‌کند حاصل مواد غذایی جذب شده در دستگاه گوارش می‌باشد. این ورید از ناف کبد وارد و انشعابات آن در فضای پورت ، وریدهای پورتال یا بین لبولی نامیده می‌شوند و انشعاب وریدهای پورتال در محیط لبولها منتشر شده و وریدهای توزیع کننده را بوجود می‌آورند. از وریدهای توزیع کننده انشعاباتی به نام وریدچه‌های ورودی خارج و به سینوزوئیدهای کبدی منتهی می‌شود. خون سینوزوئیدها به ورید مرکز لبولی تخلیه می‌گردد. از بهم پیوستن این وریدها ، وریدهای تحت لبولی بوجود می‌آید. از بهم پیوستن این وریدها هم ورید کبدی بوجود می‌آید که آن نیز بنوبه خود ، خون را به بزرگ سیاهرزیرین می‌ریزد. 

شریان کبدی که شاخه‌ای ازشریان سیلیکمی‌باشد، خون اکسیژن‌دار را به کبد حمل می‌کند. شریان کبدی نیز از ناف کبد وارد و انشعابات آن مسیر ورید پورتال را طی کرده و انشعابات نهایی آنها شریانچه‌های ورودی را بوجود می‌آورند که خون خود را به درون سینوزوئیدها می‌ریزند. در سینوزوئیدها خون شریانی و وریدی مخلوط شده و به ورید مرکزی تخلیه می‌شود. 

هپاتوسیتها ، سلولهای بزرگی هستند با یک یا دو هسته که هسته آنها درشت ، کروی ، روشن و دارای هستک مشخص می‌باشند. سلولهای کبدی یکی از پرکارترین سلولهای بدن هستند که هر سلول به تنهایی هم به عنوان یک غده مترشحه داخلی و هم به عنوان یک غده مترشحه خارجی عمل می‌کند. باکیکروسکپ الکترونی ، سلول کبدی دارای شبکه اندوپلاسمی صاف و گسترده بسیار گسترده ، دستگاه گلجی توسعه یافته ، ریبوزوم های ازاد، میتوکندری های فراوانفراوان ولیزوزوم(در اندام هایی که شبکه اندوپلاسمی زبر و گلجی و ریبوزوم دارند پروتئین سازی شدید است و لیزوزوم وظیفه گوارش سلولی و هضم اندامک های پیر را دارد همچنین در نمو جنینی نقش دارد و باعث جدا شدن انگشت های پا و دست می شود) می‌باشد. سطوحی از سلول کبدی که در مجاورت سینوزوئیدها قرار دارند حاوی میکرویلیهای متعددی هستند و سطح تماس هپاتوسیت با خون را افزایش می‌دهند. سطحی از هپاتوسیت که در مجاورت هپاتوسیت دیگر قرار دارد دارای فرورفتگی ناودان مانندی است که کانانیکول صفراوی را بوجود می‌آورد.

سلولهای کبدی پروتئینهای متعددی را سنتز و بطور مداوم به خون ترشح می‌کنند که از جمله آنها می‌توان آلبومین(پروتئین ذخیره ای ، پروترومبین ، فیبرینوژن(عوامل انعقاد خون) لیپو پروتئینها و هپارین(ماده ضد انعقاد خون که از نوتروفیل ها ترشح می شود)را نام برد. (نوترفیل نوعی گلبول سفید است که همچون ماستوسیت های بافت هاست در لنف ساخته می شود و علاوه بر هپارین هیستامین هم رشح می کند.)

سلولهای کبدی قارد به ذخیره سازی مواد مختلفی می‌باشند که از جمله آنها می‌توان تری گلیسیریدها ، گلیکوجن و ویتامینها را نام برد. تجمع چربی زیاد در هپاتوسیتها باعث پیدایش شرایطی به نام کبد چرب می‌گردد که قابل برگشت است. 

سلولهای کبدی با استفاده از آنزیمهای شبکه آندوپلاسمی صاف خود و به طرق اکسیداسیون و متیلاسیون ، مواد متعددی نظیر الکل، استروئیدها ، باربی توراتها را غیر فعال می‌سازند

تولید و ترشح صفرا از اعمال خارجی کبد می‌باشد. مهمترین اجزای تشکیل دهنده صفرا ، علاوه بر اب و الکترولیتها اسیدهای صفراوی و بیلی روبین می‌باشد. بیلی روبین حاصل از تجزیه هموگلبین که به صورت غیر محلول در آب و خون وجود دارد، توسط هپاتوسیتها گرفته شده و به صورت محلول در آب درآمده و به کانالیکولهای صفراوی ترشح می‌شود. 

با آنکه سلولهای کبدی دارای عمری طولانی هستند ولی قدرت ترمیم  فوق العاده‌ای دارند. بطوری که موشها قادرند 75 درصد کبد خود را در یک ماده ترمیم کنند. با وجود این قدرت ترمیم کبد در انسان محدود است. عاملی که تقسیم سلولهای کبدی را پس از رسیدن به حجم اصلی خود مهار می‌کند، کالون نامیده می‌شود. کالون تولید شده در هر عضو متناسب با تعداد سلولهای تشکیل دهنده آن عضو می‌باشد. در صورت کاهش تعداد سلولها ، کاهش مقدار کالون محرک تقسیم سلولها می‌باشد. 

اختلال در ترشح یا دفع صفرا باعث افزایش بیلی روبین خون و بروز بیماری یرفان می‌گردد. اگر بیماری یرقان در اثر آسیب سلولهای کبدی بروز نماید یرقان هپاتیک نامیده می‌شود. ولی اگر از انسداد مجاری صفراوی مثل تشکیل سنگهای صفراوی یا پیدایش تومور ، ناشی شود آن را یرقان انسدادی می‌نامند. در صورتی که به علت همولیز زیاد گویچه های قرمزمقدار بیلی روبین تولید شده به حدی باشد که کبد نتواند همه بیلی روبین را به صورت محلول درآورده و دفع نماید، یرقان را یرقان همولیتیکگویند. 

نعناع ، کاسنی ، انجیر ، آب انگور ، توت فرنگی ، هویچ ، آب سیب ، آب لیمو ، پوست مرکبات ، شلغم ، انگور فرنگی و دمکرده برگ توت فرنگی برای کبد بسیار مفید هستند. 


طول شبانه روز هر شش سال یک بار تغییر می کند

  تحقیقات صورت گرفته توسط محققان انگلیسی نشان می‌دهد، جهش تناوبی ایجاد شده در هسته زمین هر 5.9 سال باعث تغییر طول روز می‌شود.

محققان دانشگاه لیورپول تغییرات و نوسانات طول روز را در طول یک دوره یک تا 10 ساله بین سال‌های 1962 و 2012 میلادی مورد بررسی قرار دادند.

نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که تغییرات طول روز در این دوره‌ها ناشی از فرایندهای هسته زمین است.

زمین در طول روز، یک بار بدور خود می‌چرخد، اما طول روز متغیر است و نتیجه کاهش سرعت چرخش زمین بدور خود باعث افزایش طول روز شده است؛ در این شرایط یک سال در 300 میلیون سال قبل 450 روز بطول می‌انجامید و یک روز تنها 21 ساعت بود.

چرخش زمین بدور محورش متأثر از عوامل مختلفی است؛ بطور مثال نیروی باد در مقابل رشته کوه‌ها باعث تغییر میلی‌ثانیه‌ای طول روز در یک بازه یک ساله می‌شود.

پروفسور «ریچارد هولمه» از محققان علوم محیطی دانشگاه لیورپول تأکید می کند: بررسی تغییرات و نوسانات در یک بازه یک تا ده ساله نشان می دهد، نوسان و جهش اپیزودیک طول روز همزمان با تغییرات ناگهانی میدان مغناطیسی در هسته زمین روی می‌دهد.

این یافته جدید، درک محققان از پویایی کوتاه مدت هسته مایع زمین را تغییر داده و نشان می‌دهد، گوشته موجود بر روی هسته خارجی زمین یک رسانای ضعیف الکتریسیته بوده و بینش جدیدی از شیمی و کانی شناسی اعماق زمین ارائه می کند.