جهان کج شده است!

یک کارشناس امور فضایی ناسا از وجود ساختارهای عظیم ناشناخته‌ در فضا خبر داده که مانند جاروبرقی عمل کرده و با کشاندن کهکشان‌ها به سوی خود، جهان را کج کرده‌اند.

دیوید گلن، اولین آمریکایی حاضر در مدار اشاره کرده که انسان‌ها بر این تصور هستند که درک کاملا خوبی از قوانین جهان دارند.

وی می‌گوید طبق باور انسان ما بر روی یک سیاره کوچک در مدار خورشید و در حاشیه کهکشان راه شیری که گلن آنرا یک کهکشان کاملا عادی در یک جهان بی‌نهایت خوانده، قرار داریم.

به گفته گلن، بیشتر ما فکر می‌کنیم قوانین فیزیک در جهان تغییر نمی‌کنند حتی اگر موارد آزمایشی ما میلیاردها سال نوری دورتر باشند.

این نظریه اصل کوپرنیکی نام دارد که دانشمندان بیشتر دانش علمی خود در مورد جهان را بر اساس آن پایه‌گذاری کرده‌اند.

اما به گفته گلن این کار می‌تواند بسیار اشتباه باشد.

دانشمندان با بررسی نور کهکشانهای دور برای مطالعه سرعت و جهت اجسام متحرک مانند سیارات و ستارگان، شروع به بررسی محتاطانه‌تر ساختار جهان کرده‌اند.

بر اساس مشاهدات آنها برخی خوشه‌های کهکشانی دور به جای اینکه طبق انتظار از یکدیگر دور شوند، به نظر می‌رسد که در یک جریان فضایی مانند یک رودخانه گیر کرده‌اند.

این اجسام با سرعت های بسیار زیاد (حدود 3.2 میلیون کیلومتر در ساعت) در یک مسیر خاص حرکت می‌کنند.

دانشمندان مطمئن نیستند دلیل این امر چیست اما آنرا را جریان تاریک خوانده‌اند.

گلن برای بررسی دلیل رویداد این امر، اظهار کرده که به عقیده دانشمندان باید یک چیز بزرگتر در فضا وجود داشته باشد.

وی گفت: این چیز باید بسیار بزرگتر از هرچیزی باشد که دانشمندان تاکنون در جهان شناخته شده دیده‌اند.

به گفته گلن، این چیز می‌تواند به قدری عظیم باشد که خوشه‌های کهکشانی در برابر آن کوتوله به نظر برسند و توسط این جاربرقی غول‌پیکر فضایی به درون کشیده شوند.

به باور دانشمندان، این جسم عظیم اسرارآمیز به قدری بزرگ است که احتمالا جهان را کج کرده است.

البته به گفته گلن اکنون امکان بررسی این نظریه وجود ندارد چرا که دانش بشری از فناوری مشاهده ساختارهای عظیم خارج از جهان قابل مشاهده که شعاع آن حدود 45.7 میلیارد سال نوری است، برخوردار نیست.

وی بر این نکته جالب تاکید داشته درحالی که جهان در 14 میلیارد سال قبل به وجود آمده، نور ورای جهان شناخته شده از زمان کافی برای رسیدن به تلسکوپهای بشری برخوردار نبوده است.

برخی دانشمندان تلاش کرده‌اند که این پدیده را با این فرضیه که یک جهان همسایه باعث کشش و شیب عجیب شده، این پدیده را توضیح دهند.

به گفته گلن، اگرچه شاید زمان زیادی طول بکشد تا فناوری لازم برای شناسایی ماهیت این اجسام عظیم تولید شوند، این اجسام از قدرت کافی برای زیر سوال بردن اصل یکنواختی جهانی توسط کارشناسان برخوردارند.

امپراتوری عثمانی

قسمت پایانی

سراغاز انحطاط عثمانی

مورخین مرگ سلیمان قانونی (۲۰ صفر ۹۷۴ ق. / ۵ سپتامبر ۱۵۶۶ م.) را نقطه عطفی در تاریخ عثمانی و سرآغاز فرایند انحطاط تدر یجی این دولت می‌دانند. در واقع، این انحطاط هر چند در اواخر سده شانزدهم میلادی، پس از مرگ سلیمان، رخ نمود و در نیمه اول سده هفدهم شتاب گرفت، ولی بنیان‌های اجتماعی آن در دوران حکومت سلیمان و در اوج شکوه دولت عثمانی تکوین یافت.

دوران شکوه دولت عثمانی که شامل دوره سلیم اول و سلیمان قانونی بود، بیش از نیم قرن به درازا نکشید. پس از آن ضعف دولت عثمانی آغاز شد و خط انحطاط به طور مستمر ادامه یافت. گرچه گاه‌وبیگاه توقفی در این انحطاط رخ می‌داد و عاملش روی کار آمدن برخی از خلفای قدرتمند یا تلاش اطرافیان آنان از جمله صدراعظم‌ها بود. زمینه‌های ضعف دولت عثمانی از همان دوره سلیمان فراهم آمد؛ چرا که سلطان تحت تأثیر همسرش خرم سلطان قرار داشت که بر ضد امیر مصطفی توطئه کرده، تلاش داشت تا فرزند خودش سلیم دوم را به جانشینی سلیمان بگمارد. مصطفی فرمانده بسیار خوبی بود و محبوبیت فراوانی نزد افسران داشت. رفتار بد با مصطفی سبب خشم ینی چریان و شورش بزرگی بر ضد سلطان شد که البته سلیمان آن را سرکوب کرد. در این ماجرا مصطفی و فرزند شیرخوارش کشته شدند. هم چنین سلطان فرزند دیگرش بایزید و چهار فرزند او را با توطئه یکی از وزرا به قتل رساند، و بدین ترتیب زمینه برای روی کار آمدن سلیم دوم فراهم شد.

دانشگاهی در سال 1900

یکی دیگر از مظاهر ضعف دولت سلیمان قانونی، شرکت نکردن وی در جلسات دیوان و فاصله گرفتن او از مشکلات اقتصادی – اجتماعی بود که دشواری‌های ناشی از آن سبب برآشفتن مردمانی در بخش‌های اروپایی و آسیایی شد

علامت امپراتوری عثمانی
ورود سلطان محمد فاتح به قسطنطنیه بعداز سقوط

مورخان مرگ سلیمان قانونی (۲۰ صفر ۹۷۴ ق. / ۵ سپتامبر ۱۵۶۶ م.) را نقطه عطفی در تاریخ عثمانی و سرآغاز فرایند انحطاط تدریجی این دولت می‌دانند. درواقع این انحطاط هرچند در اواخر سده شانزدهم میلادی، پس از مرگ سلیمان، رخ نمود و در نیمه اول سده هفدهم شتاب گرفت، ولی بنیان‌های اجتماعی آن در دوران حکومت سلیمان و در اوج شکوه دولت عثمانی تکوین یافت.

سیر افول مداوم دولت عثمانی مقارن و همپیوند با سیر ظهور و اعتلای روزافزون تمدن جدیدی است که در اروپای غربی سربرکشید. این دو تحول موازی بخش مهمی از فرایند عظیمی را شکل داد که سرنوشت بشریت را در طول سده‌های اخیر رقم زد و سرانجام در اوایل سده بیستم میلادی جغرافیای سیاسی کنونی جهان را پدید آورد.



عوامل نابودی عثمانی

ر بررسی علل انحطاط عثمانی باید نقش عوامل زیر را اساسی دانست:

  • افزایش جمعیت و عدم تناسب آن با اراضی زیرکشت؛
  • تأثیر سلطه غربیان بر قاره اروپا و ظهور اقتصاد جدید پلانت کاری؛
  • گشایش راه دریایی تجارت غرب با شرق؛
  • خرابکاری و مقابله نظامی و اطلاعاتی قدرت‌های اروپایی معارض عثمانی؛
  • پیشرفت اروپایی‌ها ازلحاظ نظامی و تولید سلاح‌های بهتر و عقب ماندن عثمانیان ازلحاظ فناوری نظامی؛
  • جنگ‌های مذهبی با ایران؛
  • توقف فتوحات که بیکاری ارتش بزرگ عثمانی را درپی داشت و باعث دخالت لشکریان در امور کشوری شد؛
  • خوشگذرانی امپراتوران عثمانی و رها شدن کارهای کشور.

دو عامل دیگر یعنی رشد فساد در ساختار سیاسی و تحجر اندیشه دینی و سیاسی را را باید فرعی تلقی کرد.

بنابراین، فساد در ساختار سیاسی و تحجر در اندیشه دینی را نباید به‌عنوان عواملی تعیین کننده و سرنوشت ساز ارزیابی کرد. برای رسیدن به شناختی عینی و به دور از ذهن گرایی و خیال پردازی از علل واقعی تفوق غرب و افول عثمانی، و سایر دولت‌های غیرغربی، باید بر نقش عوامل چهارگانه نخستین تأکید کرد و فساد در ساختار سیاسی و تحجر در اندیشه و ایستایی در فرهنگ را به نوبه خود به عنوان پیامد و معلول عوامل فوق شناخت

جلسه ای در سال 1879

نابودی عثمانی

امپراتوری عثمانی سال‌ها چون ابرقدرتی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهٔ کردستان،سرزمین های عربی، اسیا صغیر و بالکان فرمان‌روا بود. با شکست در جنگ جهانی اول امپراتوری عثمانی فروپاشید و جای خود را به ترکیه داد. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و پیدایش کشور جمهوری ترکیهاین نواحی به دست کشورهای پیروز در جنگ بعضاً تقسیم یا مستقل گردیدند.

مخمد ششم اخرین سلطان عثمانی

پایان

آدولف هیتلر

به گواه تاریخ نازی ها و شخص هیتلر اغاز کننده ی جنگ هایی بودند که اثرات ان هنوز هم قابل مشاهده است.اما در این بین کسانی هستند که از عقاید او دفاع می کنند و کسانی هستند که به طور کامل او را نمی شناسند.

ادولف هیتلر در طی مدتی که در زندان بود کتابی به نام نبرد من را نوشت که تبلور عقاید او بود.

من سعی میکنم هر بار جملاتی رو از نبرد من استخراج کنم و اینجا بنویسم تا همه به عقاید هیتلر دست پیدا کنند و تصمیم بر خوبی و بدی عقاید هیتلر بر عهده شما.

بسیاری او را وطن پرست می نامند.اما کدام وطن پرستی را می شناسید که به خاطر وطنش حق زندگی را برای دیگران سلب کند.بسیاری از این عقیده او که از سیاهان و یهودیان متنفر بود دفاع میکنند ولی ایا حتی یک لحظه خود را به جای ان ها گذاشته اند تا ببینند ان ها چه میکشند.مگر کسی که سیاه است به انتخاب خودش سیاه شده است؟ ستاره به ان روشنایی در اسمان سیاه نمایان می شود.علت مخالفت هیتلر با یهودیان بیشتر به کارل مارکس جامعه شناس یهودیه المانی باز می گزدد که خلاصه سخن او این بود که انسان دین را می افریند او به یکسانی منزلت انسان ها معتقد بود.او به دین اعتقاد زیادی نداشت قسمتی از سخنان او اینگونه بود که در زمان او طرفداران زیادی نداشت اما بعد ها مورد توجه قرار گرفت((دين هم ابزار ستمگري به طبقه زيردست جامعه و هم بيانگر اعتراض عليه ستمگري مي باشد.))

قسمت سوم

یکی از فعالیت های مهم و مثبت هیتلر و المان نازی به راه اندازی جنبش ضد تنباکو بود.در این زمان کوشش بسیاری انجام شد تا با راه های فرهنگی از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات جلوگیری شود.در این زمان قوانین مهمی برای کاهش مصرف الکل به تصویب رسید.مانند برخورد با رانندگان مست و همچنین جلوگیری فروش الکل به افراد کم سن و سال.اکثر سران نازی از جمله خود هیتلر برای احترام به این قوانین از مصرف مشروبات خودداری می کردند.

از اقدامات مهم دیگر تصویب قانون حفاظت از طبیعت رایش بود.نازی ها اصولی داشتند که حامی حقوق حیوانات و باغ های وحش بودند و اقدامات متعددی برای حفاظت از ان ها می کردند.ادولف هیتلر,هرمان گورینگ,رودلف هس وهاینریش هیملر به حیوانات و محیط زیست علاقه داشتند و هیملر اقداماتی را برای ممنوعیت شکار انجام دادند.هیتلر به علت علاقه به حیوانات و احترام به این قانون از گوشت حیوانات تغذیه نمی کرد و گیاه خوار بود.قوانین کنونی اسایش حیوانات در المان کم و بیش مشابه قوانین المان نازی است.

و اما جملاتی از نبرد من

گاه گاهی در مجلات نشان می دهند که یک سیاه پوست کشیش یا خواننده یا یک پست مهم به دست اورده.که چه شود؟این کار جنون جنایت امیزی است که یک فرد پست که از ابتدا نیمه میمون بوده است چنان تحت تعلیم قرار گیرد که به پست مهمی برسد

هرگز نباید فراموش کنیم که حقیقت های بزرگ  نه با اتحاد بلکه با رهبری بزرگ به دست امده اند.

دولت فرانسه مهم ترین دشمن ماست زیرا این ملت روز به روز به درجه سیاه پوستان تنزل می کند و یهودیان را در رسیدن به مقاصد خود کمک می کند و قوم سفید را به خطر می اندازد.

کلاغ ها هم دادگاه دارند

در بسیاری از فرهنگ ها کلاغ سیاه نماد شومی محسوب می شود.کلاغ سیاه برای شیطان پرستان نیز معنا و مفهوم خود را دارد. به عقیده ان ها کلاغ سیاه چشمان شیطان است.بسیاری از صدای کلاغ متنفرند . شاید روز خود را با بیدار شدن با صدای کلاغ اغاز کرده اید که شاید با نفرین شما همراه بوده است.بسیار هم پیش امده در پارک یا جاهایی که درختان زیادی وجود دارد صدای کلاغ ها شما را کلافه کند اما ایا می دونستید که تو همون لحظه کلاغ ها در حال برگزاری دادگاه هستند. 


بر اساس تحقیقات جدید کلاغی که متهم است در دادگاه در مقابل ریش سفید کلاغ ها که همان قاضی است قرار می گیرد.در پایان جلسه با صدور حکم به پایان می رسد.اگر کلاغ تبرئه شود کلاغ ها ان محل را ترک می کنند ولی اگر کلاغ مجرم شناخته شود کلاغ های دیگر به ان حمله می کنند که احتمالا همان لحظه زد و خورد و اوج صدای ان هاست.

تحقیقات در مورد سایر حیوانات شروع شده است

کلاغ به نابغه پرندگان مشهور است.کلاغ دارای هوش بسیاری است و طرز زندگی ان از ادراک بالای این حیوان ناشی است.کلاغ ها اهل تفریخ و عیش و نوش هستند.ان ها قادر به محاسبات ریاضی تشییع جنازه و تقلید صدا هستند.بر اساس افسانه ها انسان با حقیقت تشییع جنازه و دفن جنازه اشنا نبوده و این کار ها را از کلاغ اموخته.

نام این حیوان در قران و ایه 35 سوره مائده و در جریان کشته شدن هابیل توسط قابیل امده که با افسانه بیان شده توسط اروپایی ها تطابق دارد.

 پس خداوند کلاغی را برانگیخت ، تا در زمین کاوش کند و به او بنمایاند که چگونه جسد برادرش را بپوشاند.( قابیل با خود) گفت: وای بر من که از این کلاغ ناتوانترم که ( بدانم چگونه) جسد برادرم را ( با خاک) بپوشانم. پس برکرده خود پشیمان شد.

کبد

کبد بزرگترین غده بدن است و بعد از پوست بزرگترین بخش بدن است که در زیر پرده دیافراگم قرار دارد(پرده ای که مختص پستانداران است و در تنفس ششی و دم مهم ترین نقش دارد). کبد در بسیاری از اعمال متابولیک بدن از جمله پروتئین سازی(نوسط شبکه اندوپلاسمی زبر)وسم زدایی(توسط شبکه اندوپلاسمی صاف که علاوه بر سم زدایی در ساخ لیپیید ها و ذخیره کلسیم نقش دارد و باعث انقباض ماهیچه ها می شود.اندام هایی که پروتئین سازی شدیدی دارند واجد داشتن اندوپلاسمی زبر هستند هورمون ها و انزیم ها توسط ریبوزوم های روی این شبکه ساخته می شود.اندام هایی که استروئید سازی شدیدی دارند واجد داشتن اندوپلاسمی صاف هستند هورمون های تستوسترون الدوسترون کورتیزول از جمله این هورمون ها هستند)

80 درصد سلولهای کبدی را هپاتوسیتها تشکیل می‌دهند. هپاتوسیتها ، چربی و قند را ذخیره می‌کنند. علاوه بر این تهیه آلبومین ، پروترومبین و فیبرینوچن(عوامل انعقاد خون) به عهده هپاتوسیت است. کبد دارای چهار لوب ناقص جداگانه است که با یک بافت پیوندی بسیار نازک به نام کپسول گلیسون احاطه شده است. سطح آن با صفاق پوشیده شده است. ناف کبد برای ورود رگهای خونی و خروج صفرا بکار می‌آید. دو نوع جریان خون دریافت می‌کند. مقدار زیاد آن از طریق ورید باب (از روده ، معدهو طخال) وارد کبد می‌شود و مقدار خیلی کمی خون از طریق شریان کبدی به کبد می‌رسد.

افت اصلی کبد توسط بافت پیوندی به لوبول تقسیم نشده است. هپاتوسیتها به شکل صفحات سلولی یا تیغه ، در اطراف ، در محور فضای پورت و وریدچه مرکزی قرار دارند. فضای پورت شامل ورید باب ، شریان کبدی و مجرای صفراوی است. علاوه بر این رگهای لنفی و اعصاب نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای کبدی در بدن اعمال زیادی را انجام می‌دهند مانند شرکت در ساختن پروتئینها ، ذخیره سازی مواد مورد نیاز ، اعمال متابولیک ، سم زدایی و غیر فعال کردن مواد مضر و تولید و ترشح صفرا. 

فضای سه گوشی است که در رئوس لبولهای مجاور دیده می‌شود. هر فضای پورت پر از بافت همبند و حاوی شریان ، ورید و مجرای صفراوی است. ورید موجود شاخه‌ای از ورید باب و شریان موجود شاخه‌ای از شریان هپاتیک است. مجرای صفراوی ، صفرای مترشحه توسط سلولهای کبدی را دریافت می‌کند. 

سلولهای کبدی در هر لبول بهم پیوسته و صفحاتی را تشکیل داده‌اند که به صورت شعاعی از مرکز به محیط کشیده شده‌اند. صفحات کبدی توسط سینوزوئیدها از یکدیگر جدا شده‌اند. هر سلول در دو سطح خود با هپاتوسیتهای مجاور و در طح دیگرش با سینوزوئیدها در تماس می‌باشند. 

سینوزوئیدها ، کانالهای عروقی وسیعی به قطر 30 - 10 میکرومتر می‌باشند که در حد فاصل صفحات کبدی قرار گرفته‌اند. خون را از شریانها و وریدهای توزیع کننده دریافت و در مرکز لبول به ورید مرکزی تخلیه می‌کنند.

در وسط هر لبول قرار گرفته و خون سینوزوئیها را دریافت می‌کند. از نظر ساختمانی سلولهای آندوتلیال پوشاننده ورید مرکزی بوسیله الیاف رتیکولر(همبند) پشتیبانی می‌شوند. 

ورید باب یا پورت که 75 درصد خون کبدی را تامین می‌کند حاصل مواد غذایی جذب شده در دستگاه گوارش می‌باشد. این ورید از ناف کبد وارد و انشعابات آن در فضای پورت ، وریدهای پورتال یا بین لبولی نامیده می‌شوند و انشعاب وریدهای پورتال در محیط لبولها منتشر شده و وریدهای توزیع کننده را بوجود می‌آورند. از وریدهای توزیع کننده انشعاباتی به نام وریدچه‌های ورودی خارج و به سینوزوئیدهای کبدی منتهی می‌شود. خون سینوزوئیدها به ورید مرکز لبولی تخلیه می‌گردد. از بهم پیوستن این وریدها ، وریدهای تحت لبولی بوجود می‌آید. از بهم پیوستن این وریدها هم ورید کبدی بوجود می‌آید که آن نیز بنوبه خود ، خون را به بزرگ سیاهرزیرین می‌ریزد. 

شریان کبدی که شاخه‌ای ازشریان سیلیکمی‌باشد، خون اکسیژن‌دار را به کبد حمل می‌کند. شریان کبدی نیز از ناف کبد وارد و انشعابات آن مسیر ورید پورتال را طی کرده و انشعابات نهایی آنها شریانچه‌های ورودی را بوجود می‌آورند که خون خود را به درون سینوزوئیدها می‌ریزند. در سینوزوئیدها خون شریانی و وریدی مخلوط شده و به ورید مرکزی تخلیه می‌شود. 

هپاتوسیتها ، سلولهای بزرگی هستند با یک یا دو هسته که هسته آنها درشت ، کروی ، روشن و دارای هستک مشخص می‌باشند. سلولهای کبدی یکی از پرکارترین سلولهای بدن هستند که هر سلول به تنهایی هم به عنوان یک غده مترشحه داخلی و هم به عنوان یک غده مترشحه خارجی عمل می‌کند. باکیکروسکپ الکترونی ، سلول کبدی دارای شبکه اندوپلاسمی صاف و گسترده بسیار گسترده ، دستگاه گلجی توسعه یافته ، ریبوزوم های ازاد، میتوکندری های فراوانفراوان ولیزوزوم(در اندام هایی که شبکه اندوپلاسمی زبر و گلجی و ریبوزوم دارند پروتئین سازی شدید است و لیزوزوم وظیفه گوارش سلولی و هضم اندامک های پیر را دارد همچنین در نمو جنینی نقش دارد و باعث جدا شدن انگشت های پا و دست می شود) می‌باشد. سطوحی از سلول کبدی که در مجاورت سینوزوئیدها قرار دارند حاوی میکرویلیهای متعددی هستند و سطح تماس هپاتوسیت با خون را افزایش می‌دهند. سطحی از هپاتوسیت که در مجاورت هپاتوسیت دیگر قرار دارد دارای فرورفتگی ناودان مانندی است که کانانیکول صفراوی را بوجود می‌آورد.

سلولهای کبدی پروتئینهای متعددی را سنتز و بطور مداوم به خون ترشح می‌کنند که از جمله آنها می‌توان آلبومین(پروتئین ذخیره ای ، پروترومبین ، فیبرینوژن(عوامل انعقاد خون) لیپو پروتئینها و هپارین(ماده ضد انعقاد خون که از نوتروفیل ها ترشح می شود)را نام برد. (نوترفیل نوعی گلبول سفید است که همچون ماستوسیت های بافت هاست در لنف ساخته می شود و علاوه بر هپارین هیستامین هم رشح می کند.)

سلولهای کبدی قارد به ذخیره سازی مواد مختلفی می‌باشند که از جمله آنها می‌توان تری گلیسیریدها ، گلیکوجن و ویتامینها را نام برد. تجمع چربی زیاد در هپاتوسیتها باعث پیدایش شرایطی به نام کبد چرب می‌گردد که قابل برگشت است. 

سلولهای کبدی با استفاده از آنزیمهای شبکه آندوپلاسمی صاف خود و به طرق اکسیداسیون و متیلاسیون ، مواد متعددی نظیر الکل، استروئیدها ، باربی توراتها را غیر فعال می‌سازند

تولید و ترشح صفرا از اعمال خارجی کبد می‌باشد. مهمترین اجزای تشکیل دهنده صفرا ، علاوه بر اب و الکترولیتها اسیدهای صفراوی و بیلی روبین می‌باشد. بیلی روبین حاصل از تجزیه هموگلبین که به صورت غیر محلول در آب و خون وجود دارد، توسط هپاتوسیتها گرفته شده و به صورت محلول در آب درآمده و به کانالیکولهای صفراوی ترشح می‌شود. 

با آنکه سلولهای کبدی دارای عمری طولانی هستند ولی قدرت ترمیم  فوق العاده‌ای دارند. بطوری که موشها قادرند 75 درصد کبد خود را در یک ماده ترمیم کنند. با وجود این قدرت ترمیم کبد در انسان محدود است. عاملی که تقسیم سلولهای کبدی را پس از رسیدن به حجم اصلی خود مهار می‌کند، کالون نامیده می‌شود. کالون تولید شده در هر عضو متناسب با تعداد سلولهای تشکیل دهنده آن عضو می‌باشد. در صورت کاهش تعداد سلولها ، کاهش مقدار کالون محرک تقسیم سلولها می‌باشد. 

اختلال در ترشح یا دفع صفرا باعث افزایش بیلی روبین خون و بروز بیماری یرفان می‌گردد. اگر بیماری یرقان در اثر آسیب سلولهای کبدی بروز نماید یرقان هپاتیک نامیده می‌شود. ولی اگر از انسداد مجاری صفراوی مثل تشکیل سنگهای صفراوی یا پیدایش تومور ، ناشی شود آن را یرقان انسدادی می‌نامند. در صورتی که به علت همولیز زیاد گویچه های قرمزمقدار بیلی روبین تولید شده به حدی باشد که کبد نتواند همه بیلی روبین را به صورت محلول درآورده و دفع نماید، یرقان را یرقان همولیتیکگویند. 

نعناع ، کاسنی ، انجیر ، آب انگور ، توت فرنگی ، هویچ ، آب سیب ، آب لیمو ، پوست مرکبات ، شلغم ، انگور فرنگی و دمکرده برگ توت فرنگی برای کبد بسیار مفید هستند. 


طول شبانه روز هر شش سال یک بار تغییر می کند

  تحقیقات صورت گرفته توسط محققان انگلیسی نشان می‌دهد، جهش تناوبی ایجاد شده در هسته زمین هر 5.9 سال باعث تغییر طول روز می‌شود.

محققان دانشگاه لیورپول تغییرات و نوسانات طول روز را در طول یک دوره یک تا 10 ساله بین سال‌های 1962 و 2012 میلادی مورد بررسی قرار دادند.

نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که تغییرات طول روز در این دوره‌ها ناشی از فرایندهای هسته زمین است.

زمین در طول روز، یک بار بدور خود می‌چرخد، اما طول روز متغیر است و نتیجه کاهش سرعت چرخش زمین بدور خود باعث افزایش طول روز شده است؛ در این شرایط یک سال در 300 میلیون سال قبل 450 روز بطول می‌انجامید و یک روز تنها 21 ساعت بود.

چرخش زمین بدور محورش متأثر از عوامل مختلفی است؛ بطور مثال نیروی باد در مقابل رشته کوه‌ها باعث تغییر میلی‌ثانیه‌ای طول روز در یک بازه یک ساله می‌شود.

پروفسور «ریچارد هولمه» از محققان علوم محیطی دانشگاه لیورپول تأکید می کند: بررسی تغییرات و نوسانات در یک بازه یک تا ده ساله نشان می دهد، نوسان و جهش اپیزودیک طول روز همزمان با تغییرات ناگهانی میدان مغناطیسی در هسته زمین روی می‌دهد.

این یافته جدید، درک محققان از پویایی کوتاه مدت هسته مایع زمین را تغییر داده و نشان می‌دهد، گوشته موجود بر روی هسته خارجی زمین یک رسانای ضعیف الکتریسیته بوده و بینش جدیدی از شیمی و کانی شناسی اعماق زمین ارائه می کند.

ایتالیا

کشور شناسی

قسمت سوم:ایتالیا

وارث بزرگ امپراطوری روم این روزها حدود 300 هزار کیلومتر مربع یعنی یک پنجم ایران مساحت دارد.ایتالیا در زبان یونانی به معنای ایزد است.کشور پیتزا اسپاگتی و البته مافیا با اینکه فقط 25صدم درصد خشکی های جهان را اشغال کرده بر اساس تحقیقات یونسکو بیش از نیمی از میراث فرهنگی جهان را در خود جا داده.کشوری با کارگردان هایی همچون فلینی,تورناتوره,برتولوچی وبنینی این روزها در کارگردانی مسائل اقتصادی درمانده است.محبوبترین ورزش در این کشور فوتبال است.وضع لاجوردی پوشان که رنگ خود را از ابی سابویا اخرین سلسله پادشاهی این کشور گرفته اند به وضع اقتصاد این کشور دچار شده اند.ان ها بعد از فتح جام جهانی 2006 افتخاری به دست نیاوردند البته ان ها 4 بار جام جهانی و 1 بار جام ملتها را به دست اوردند.

پایتخت کشور ایتالیا شهر رم می باشد. این کشور از شبه‌جزیره ایتالیا و دو جزیره سیسیل و ساردنی در دریای مدیترانه تشکیل شده ‌است. امروزه ایتالیا کشوری توسعه ‌یافته است و جزء هشت کشور صنعتی به‌شمار می‌آید.

مرزهای این کشور  2/932/1 کیلومتر است. با کشورهای اتریش ،فرانسه،واتیکان ،سان مارینو، اسلوونی و سوئیس مرز مشترک دارد. نکتهٔ جالب در مورد نقشهٔ کشور ایتالیا این است که نقشهٔ این کشور شبیه چکمه است.


دو کشور مستقل بسیار کوچک به نام‌های واتیکان و سان مارینو در درون خاک ایتالیا قرار دارند و یک تکه از خاک ایتالیا نیز بیرون از خاک اصلی این کشور و در سوئیس قرار دارد که کامپیونه دیتالیا نامیده می‌شود.


بلندترین نقطه آن کوه مونته بیانکو با ارتفاع 748/4  متر از سطح دریا و کمترین ارتفاع آن دریای مدیترانه‌است. رم، پایتخت ایتالیا، به عنوان پایتخت امپراتوری روم و اقامتگاه پاپ، برای سده‌های پیاپی از مراکز سیاسی و مذهبی تمدن غرب بود.


واحد پول این کشور یورو و زبان رسمی آن ایتالیایی است. جمعیت ایتالیا ۶۰ میلیون و ششصد هزار نفر است و ۹۱.۶ درصد مردم آن مسیحی هستند.ایتالیا پنجمین کشور پرجمعیت اروپا و ۲۳امین کشور پرجمعیت دنیا است.

ایتالیا آب‌وهوای معتدل فصلی دارد و آب‌وهوای مناطق ساحلی آن با شرایط هوایی کوهستان‌های داخلی تفاوت زیادی دارد. آب و هوای این کشور مدیترانه‌ای است. در شمال به دلیل وجود رشته‌کوه آلپ سرد، در جنوب خشک و در کل کشوری تقریباً گرم است.


پس از فروپاشی امپراتوری روم، منطقه ایتالیا به مناطق و شهرهای خودگردان بسیاری تقسیم شده‌بود (ازجمله جمهوری ونیز و دولت کلیسا) ولی واحدهای مختلف سیاسی در منطقه ایتالیا در سال ۱۸۶۱ متحد شده و کشور کنونی ایتالیا را به‌وجود آوردند.

از جمله مهم‌ترین صنایع کشور می‌توان به صنایع فلزکاری، ماشین‌آلات، مواد شیمیایی، وسایل نقلیه، مواد غذایی ، منسوجات و البسه، هواپیماسازی، کشتی‌سازی، پتروشیمی، الکتریکی، اتمی و جنگ‌افزار اشاره نمود. گندم، جو، سیب‌زمینی، چغندرقند، سیب، ذرت، برنج، انگور، ماهی، گاو و خوک نیز مهم‌ترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور را تشکیل می‌دهند.


همچنین ایتالیا عضو سازمان ملل‌متحد، گروه G8 و اتحادیه اروپا است. ایتالیا یکی از کشورهای توسعه‌یافته است که بر اساس میزان تولید ناخالص داخلی، هفتمین کشور جهان در سال 2006 میلادی بود. در این سال مقام‌های اول تا ششم به ترتیب از آن آمریکا، ژاپن، چین، انگلیس و فرانسه بود.

 

 

در همین سال ایتالیا ششمین کشور جهان از نظر صادرات کالا بود. اقتصاد در ایتالیا به دو بخش جغرافیایی تقسیم می‌شود. در شمال این کشور اقتصاد پیشرفته و مدرن‌‌تر است و شرکت‌های خصوصی فعال هستند. در جنوب این کشور اقتصاد بر پایه کشاورزی می‌چرخد.

ایتالیا در سال 2007 میلادی به عنوان عضو غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد پذیرفته شد.


ایتالیا تاریخ غنی دارد که نه تنها پشتوانه فرهنگی و هنری مردم این کشور است بلکه به دلیل وجود موزه‌ها و بناهای تاریخی فراوان گردشگران زیادی از سراسر جهان به این کشور وارد می‌شوند.

به گزارش دانشنامه اینترنتی ویکی‌پدیا، رم، فلورانس و ونیز از جمله مقصدهایی هستند که برنامه هر بازدید کننده‌ای از شبه جزیره ایتالیا را تشکیل می‌دهند.


در کنار این شهرهای بزرگ و معروف، میراث فرهنگی پنهانی هم در شهرهایی با تاریخ هزار ساله وجود دارند که البته در مسیر اصلی بازدیدها قرار ندارند و علیرغم اینکه کمتر شناخته شده‌اند، اما به همان اندازه شهرهای هنری ایتالیا دارای جذابیتند.


نخستین بار حکومت جمهوری در سال 1946 در ایتالیا ایجاد شد. این جمهوری پس از آن ایجاد شد که در یک رفراندوم در تاریخ دوم ژوئن همین سال مردم اعلام کردند که حکومت جمهوری می‌خواهند. این روز در ایتالیا به عنوان روز ملی جشن گرفته می‌شود.


رئیس‌جمهور ایتالیا برای دوره هفت ساله از طریق رای نمایندگان مجلس و گروهی کوچک از وکلای منطقه‌ای انتخاب می‌شود. رئیس‌جمهور نخست‌وزیر را معرفی می‌کند. انتخاب و معرفی دیگر وزرا به عهده نخست‌وزیر است.


در ایتالیا دو مجلس وجود دارد : «سنا با 315 عضو و نمایندگان با 630 عضو». اعضای مجلس نمایندگان با رای مستقیم مردم ایتالیا انتخاب می‌شوند. در ایتالیا همه افراد بالای 18 سال حق رای دارند.


اعضای مجلس سنا هم با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شوند اما سن رای دادن برای مجلس سنا 25 سال است. اعضای هر دو مجلس برای دوره‌های پنج ساله انتخاب می‌شوند.


ایتالیا یکی از اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است و نیروهای خود را تاکنون به مناطق جنگی چون بوسنی، کوزوو، آلبانی و افغانستان اعزام کرده است.

متوسط عمر مردم ایتالیا 1/44 سال و امید به زندگی برای زنان83و برای مردان  77 سال است.90 درصد مردم ایتالیا مسیحی کاتولیک و بقیه مردم یهودی و مسلمان هستند.

 برج پیزا

برج پیزا به ایتالیایی: Torre pendente di Pisa) واقع شده در شهر پیزا در ایتالیا، با وجودی که تنها برج کج جهان نیست، ولی مشهورترین آن در کل جهان می‌باشد.

این برج با56.70 متر ارتفاع و ۱۴۵۰۰ تن وزن در توسکانی ایتالیا واقع است. آغاز ساخت این برج در دوره رنسانس در 9 اگوسیت 1173 به انجام رسید. گفته می‌شود در آن دوره، ثروتمندان ایتالیا و طبقه اشراف برای رقابت با یکدیگر مشهورترین هنرمندان و معماران را مأمور ساختن شاهکارهای معماری می‌کردند.

در قرن دوازدهم، اهالی شهر پیزا تصمیم گرفتند کلیسای آنها برجی داشته باشد که برج سینت مارک را تحت تأثیر قرار دهد. پس از آن که پایه‌های بنا حفر شد، معماری کار آزموده به نام دیوتیسالوی که مسئول ساختمان این برج بود، نخستین سنگ آن را بنا نهاد. اما چند سال پس از شروع ساخت آن، هنگامی که تنها سه طبقه پایینی آن به پایان رسیده بود و پیش از آنکه ارتفاع برج به ۱۲ متر برسد، این برج خمیدگی خودش به سمت جنوب‌شرقی را نشان داده بود. پس از آن ساخت این برج به مدت ۱۰۰ سال متوقف شد.

در سال ۱۲۳۴ از معمار دیگری به نام بونانو پیزانو خواسته شد تا ساختمان برج را تمام کند. او چهارمین سقف بنا را به پایان رساند و آن را نیمه تمام گذارد و چهار طبقه بعدی آن با همان تمایل به خمیدگی به پایان رسید. سپس معمار دیگری رشته کار را بدست گرفت و طبقات پنجم و ششم را تمام کرد، اما پایه اصلی همچنان منحرف می‌شد.

تقریباً صد سال بعد، معماری به نام جووانی پیزانو ساختمان آخرین بالکن را به پایان رساند و ناقوسهای برج را در نزدیک مرکز ثقل نصب کرد.

این برج با زاویه 6.3 درجه نسبت به زوایه قائم توانسته قدرت جرمی خود را در مقابل نیروی گرانشی مرکزی حفظ کند. در صورتی که معماران میتوانستند این نوع حالت را حفظ کنند این برج با توجه به نوع زمینی که بر روی آن قرار داشت میتوانست تا زاویه 6.8 درجه نیز کج شود اما به دلیل نصب شدن یک لوستر تمام فلزی 1.2 تنی این موضوع تا حد زیادی تحت‌الشعاع قرار گرفت و حال بسیاری از معماران در این فکر هستند که بازوهای مقاومتی بر روی آن برای حفظ قدرت نگاهدارنده آن تعبیه نمایند.

بدین ترتیب در سال 1350، یعنی پس از ۱۷۶ سال، ساختمان برج به ارتفاع 56.70 متر با تعداد ۷ زنگ در بالای آن به وزن بیش ۲۹ تن، پایان یافت. از آن زمان تا کنون و در مدت ۷٫۵ قرن مدام به انحراف این برج افزوده شده و در حال حاضر ۲/۴ متر از خط اصلی خود انحراف پیدا کرده‌است.


این برج ۵۵ متر بلندی و هفت ناقوس داشت، که به علت خطر ریزش آن، ناقوس‌های آن به صدا در نمی‌آمدند. در آن ۳۰۰ پله نصب شده‌است و ضخامت پی‌های برج در حدود ۵ متر است که روی ماسه، کار گذاشته شده‌اند. عده‌ای معتقد هستند همین امر سبب کج شدن برج شده‌است. کارشناسان می‌گویند علت اصلی انحراف برج مربوط به خاک زیربنای آن است که دارای ساختمان اسفنجی می‌باشد.

بر طبق یک افسانه گالیلئو گالیله که خود نیز یک پیزایی بود، آزمایش‌هایش در مورد سفوط ازاد را در طبقات بالای این برج انجام داده‌است.

بر اساس گفته های ناموثق منشی گالیله ۲ گلوله با جرم های متفاوت را از بالای این برج به طور همزمان رها کرد تا این نظریه که سرعت سقوط اجسام از جرمشان مستقل است را ثابت کند 

برج پیزا که یک اثر هنری نیز هست ساختنش ۱۷۷ سال بطول انجامید و اولین طبقه ی آن در سال ۱۱۷۳ ساخته شد که از سنگ مرمر سفید با ستون های بزرگ و زیبا بود و به قوسهایی منتهی میشد .

این برج به این ترتیب، به نشان اصلی شهر پیزا تبدیل شد و سال 1987 به میراث فرهنگی جهان پیوست.

برای دیدن عکسهای زیبایی از ایتالیا به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

کوروش بزرگ

قسمت سوم

فروپاشی فرمانروایی لیدیه

پس از فتح همدان توسط کوروش و اسیر شدن آستیاگ، شوهرخواهر کرزوس شاه لیدیه، وی بسیار نگران بود که رقیب تازه‌ای پیدا کند و کوروش به سرزمین‌های به ارث رسیده از ماد قناعت نکند و آهنگ گرفتن سراسر آسیای صغیر را داشته باشد. از این‌روی تصمیم گرفت که نگذارد رقیب تازه‌نفس قوی گردد و برای اطمینان خاطر، از چند پیشگوی مشهور یک سوال آزمایشی را پرسید که پاسخش را تنها خود می‌دانست و درصورتی که غیب‌گوها پاسخ صحیحی دادند، نتیجهٔ جنگ را از آن‌ها بپرسد. از میان پیشگوها، فقط پیشگوی معبد دلفی به نخستین پرسش وی پاسخ صحیحی داد و کرزوس معبد مذکور را غرق در گنجینه‌ای از زر کرد و با اطمینان کامل از درستی بی چون و چرای پیشگویی معبد دلفی، پرسید که آیا می‌تواند وارد جنگ با کوروش شود؟ پاسخ مشهود پیشگو این بود: «در جنگ بین کرزوس و کوروش، فرمانروایی بزرگی فرو خواهد پاشید». اینکه منظور از «فرمانروایی بزرگ» خود لیدیه بود، از ذهن وی نگذشت و از این پاسخ خشنود شد و سرگرم تجهیز خود برای لشکرکشی علیهٔ کوروش شد. وی فرستادگانی به مصر و بابل فرستاد و از آن‌ها خواست علیهٔ کوروش با وی متحد شوند و هردوی آن‌ها که از بزرگ شدن دولت هخامنشی نگران بودند، این اتحاد را پذیرفتند و وعده کردند که در سال آینده به او کمک کنند.

در این هنگام، یکی از فرستادگان کرزوس به وی خیانت کرده و نزد کوروش آمد و بدو اطلاع داد که کرزوس در حال تدارک نیرو برای جنگ با توست. کوروش فوراً مقدمات جنگ را آماده کرد و تشخیص داد که نباید به دشمن فرصت دهد و او باید حمله را آغاز کند.

در بهار سال ۵۴۵ پیش از میلاد کرزوس با سپاه خود راه شرق را در پیش گرفت و از رود هالیس (قزل ایرماق) گذشت و کاپادوکیه را تسخیر کرد. در این فاصله ماه اکتبر فرا رسید و کوروش از ماد و از راه ارمنستان خود را به منطقهٔ پتریا رساند و نبرد سختی بین طرفین درگرفت که بی‌نتیجه پایان یافت. روز بعد کرزوس چون دید تعداد نیروهایش از نیروهای کوروش کمتر است، ترجیح داد که به‌طرف پایتخش سارد عقب نشیند، زیرا تصور می‌کرد که زمستان در پیش است و کوروش به‌واسطهٔ سختی زمان و اینکه از مرکز ایران دور است و دولت بابل را در پشت سرش دارد، هرگز به سارد حمله نمی‌کند و او می‌تواند در بهار سال آینده با رسیدن نیروهای متحدش، سپاهی به‌مراتب بهتر را تشکیل دهد. کوروش آن‌قدر صبر کرد تا مطمئن شد که سربازهای اجیرشدهٔ یونانی از اقامتگاه‌های زمستانی خود مرخص شده‌اند. سپس با دولت بابل وارد مذاکره شد و پیمان صلح با نبونعید منعقد کرد. به این ترتیب از جانب پشت سر مطمئن شد و به ناگهان و با وجود فصل سرما در نوامبر ۵۴۵ پیش از میلاد به سوی سارد لشکر کشید. کرزوس با شنیدن این خبر شگفت‌زده شد زیرا گمان نمی‌کرد حریفش در زمستان وارد جنگ شود. متحدین وی دور بودند و زودتر از بهار متصور نبود که کمکی به وی برسد، سپاهیان اجیرشده را هم مرخص کرده بود و چاره‌ای جز استفاده از سواره‌نظام نداشت.

مرز لیدیه با ماد

سواره‌نظام لیدیه یکی از سواره‌نظام‌های ممتاز بود و برای این منظور، کرزوس سپاهش را در طرف شرقی سارد در دشتی به نام هرموس آراست زیرا این دشت وسیع برای عملیات سواره‌نظام مناسب بود. کوروش برای فلج کردن سواره‌نظام لیدیه، تاکتیک هوشمندانه‌ای را بکار بست، چون اسب از بو و هیکل شتر رَم می‌کند، وی در جلوی صف لشگرش قطاری از شتر را آراست. اسب‌های لیدیه‌ای‌ها از بوی شتر رَم کردند و آشفتگی زیادی در صفوف سپاه ایجاد کردند و سواران نیز ناگزیر پایین آمدند و پیاده جنگیدند. سرانجام ایرانیان پیروز شدند و لیدیه‌ای‌ها به درون دژ عقب نشستند. کوروش بی‌درنگ دستور حمله به دژ را داد زیرا باستان‌شناسان در سارد تعداد زیادی نوک نیزهٔ پارسی یافته‌اند. حمله با شکست روبه‌رو شد و ایرانیان مجبور شدند خود را برای محاصره‌ای آماده کنند که در فصل زمستان بسیار دشوار بود زیرا شهر سارد از نظر آذوقه مشکلی نداشت و به راحتی تسلیم نمی‌شد.

دو هفته از محاصره بی‌نتیجه سپری شد. آن‌گاه کوروش در میان سپاهیان اعلام کرد که به نخستین کسی که از بارو بالا برود، پاداش بزرگی خواهد داد. در این میان یکی از ایرانیان ساحل‌نشین دریای مارندران متوجه شد که قسمت جنوبی دژ که پشت به کوهستان بود، بی‌نگهبان است. علاوه بر این او دیده بود که چگونه یک سپاهی لیدیه‌ای از این سوی شیب به بالا خزیده‌است تا کلاه‌خودش را که از سرش افتاده بود بردارد. اینک این ایرانی شهامت به خرج داده بود تا از دیوار جنوبی بالا رود و به دنبالش دیگران نیز از این اقدام سرمشق گرفتند و به دنبالش از دیوار بالا رفتند و به این ترتیب دژ سارد در نوامبر ۵۴۵ پیش از میلاد تسخیر شد.

به نوشتهٔ هرودوت و برخی مورخان دیگر، کوروش پس از تسخیر سارد دستور داد تا کرزوس و ۱۴ نفر دیگر از بزرگان لیدی را دستگیر کرده و بسوزانند اما بر اثر استغاثه کرزوس، باران جاری شد و آتش را خاموش کرد و کوروش هم که تحت تأثیر سخنان او قرار گرفته بود وی را بخشید اما بعضی محققین جدید معتقدند با توجه به اعتقادات مذهبی پارسیان باستان در مورد قداست آتش، احتمالاً اصل قضیه به این صورت بوده که کرزوس برای مرگ شرافتمندانه تصمیم به خودسوزی گرفته ولی احتمالاً کوروش به‌موقع از خودکشی کرزوس جلوگیری کرده‌است. یا در هنگام فراهم آوردن آتش باران آمده و کرزوس از خودکشی منصرف شده‌است.کوروش به هنگام ترک سارد در پایان نوامبر سال ۵۴۵ پیش از میلاد، کرزوس را با خود به هگمتانه به تبعید برد و پنج سال پس از سقوط سارد، سراسر آسیای صغیر ضمیمهٔ شاهنشاهی هخامنشی شد.

کوروش دوم، همواره نزد تاریخ‌نگاران به عنوان پادشاهی که با شاهان شکست خورده، به مهربانی و بزرگواری رفتار می‌کرده است، شهره و نامور بوده است. این شهرت و آوازۀ کوروش، هرچند که باید برخاسته از واقعیتِ ذاتی او بوده باشد اما گاهی به صورت افراطی در نظر مورخان کلاسیک، آب و تاب داده شده است تا جایی که به شاه مغلوب، مقام‌ شگفت‌انگیزی چون مشاور و اندرزگرِ کوروش نسبت داده شده است. چگونگی سرنوشت کرزوش و برکشیده شدن او به عنوان مقام مشاور، ماهیتی داستانی دارد. احتمالاً روایات شفاهی رایج در لیدیه منبع هرودوت بوده است. منشأ این روایاتِ مبنی بر مقام مشاورۀ کرزوس را برخی در این دانسته اند که کورش در اذهان عمومی، نقش جانشین و پسر از دست رفتۀ کرزوس را به خود گرفته است.


پایان قسمت سوم

«کرزوس بر خرمن آتش»، نگاره‌ای بر گلدان در حدود سال ۵۰۰ پیش از میلاد، کشف در ایتالیا، نگهداری درموزه لوور.

زمانی زمین دو ماه داشت

براساس اظهارات دانشمندان متخصص ماه و قمرشناس، سیاره ما زمانی دارای دو قمر بوده است.

این دانشمندان با اشاره به این که نظریه آنها با نظریات کنونی متفاوت است. مشهور ترین نظریه امروز درباره ماه این است که قمر سیاره زمین از مواد یک جسم بزرگ کیهانی که به زمین اصابت کرده ساخته شده است.

زمین دارای یک قمر دیگر بوده که اندازه آن از قمری که امروز مشاهده می کنیم کوچکتر بوده است و تنها چند میلیون سال دوام آورده و پس از آن با قمر امروز زمین برخورد کرده و از بین رفته است.

این نظریه توسط اریک آسفانگ از دانشگاه کالیفرنیا در سانتا کروز طی همایشی درباره ماه مطرح شد.

وی اظهار داشت که قمر دوم زمین تنها چند میلیون سال وجود داشته و پس از آن با قمر امروز که جسم بزرگتری نسبت به آن بوده برخورد داشته است.

وی افزود: این قمر با همان سرعت و فاصله در مدار زمین حرکت می کرده است که پس از آن با ماه امروز برخورد کرد و آنها با هم یکی شدند.

آسفانگ اعتقاد دارد که منظره ماه که به نظر می رسد دارای کوهستان باشد بقایای قمر کوچکتر زمین است. این قمر کوچک یک سیزدهم اندازه قمر کنونی زمین بوده است.

براساس این باور زمین و قمرهای آن بین 30 تا 130 میلیون سال پیش پس از تولد منظومه شمسی (حدود 4.6 میلیارn سال پیش) تشکیل شده اند.

پیش از زمین 9 ابر زمین به عنوان سیاره هایی که یک تا 10 برابر جرم زمین را داشتند، تشکیل شده اند.

دانشمندان هاروارد سال گذشته نظریه ای را مطرح کردند که اظهار می داشت ماه زمانی بخشی از زمین بوده و پس از آن یک جسم دیگر به زمین برخورد کرده و ماه از زمین جدا شده است.

امپراتوری عثمانی

قسمت دوم

اقتدار و شکوه عثمانی

دولت عثمانی به عنوان بزرگ‌ترین و پهناورترین دولت اسلامی پس از فروپاشی خلافت عباسی شناخته می‌شود. این دولت در سده‌های هفتم و هشتم هجری (سیزدهم و چهاردهم میلادی) در سرزمین آناتولی ظهور کرد. از سده چهاردهم، به رهبری بایزید اول (ایلدرم بایزید)، قلمرو آن در قاره اروپا گسترش چشمگیر یافت و در اوائل نیمه دوم سده پانزدهم با فتح قسطنطنیه، به رهبری سلطان محمد دوم (فاتح)، در مقام تنها وارث امپراتوری امپراتوری روم شرقی(بیزانس) جای گرفت. بدین سان، در پایان سده پانزدهم دولت عثمانی به اوج اقتدار و شکوه خود دست یافت؛ اقتدار و شکوهی که بیش از یک سده دوام آورد. در این دوران، عثمانی نه تنها - از نظر وسعت قلمرو و کثرت اتباع{دولت عثمانی شاملقلمروهای  اناتولی  و سوریه  و فلسطین و عراق  و ارمنستان و کردستان در اسیا و مصر و لیبی در افریقا و بلغارستان و یونان و صربستان و آلبانی و بوسنی و رومانی را در اوپا شامل می‌شد}، اقتدار نظامی و سیاسی، نظم و سامان اجتماعی و ثروت دولت و سعادت و رفاه ملت - اولین دولت اروپایی به شمار می‌رفت، بلکه از نیمه سده شانزدهم میلادی خود را وارث رسمی خلافت اسلامی و رهبر جهان اسلام نیز می‌دانست. در این زمان عثمانی کشوری پهناور بود که قلمرو آن در اروپا تا نزدیکی شهر وین (پایتخت امپراتوری هابسبورگ) امتداد داشت، بخش عمده سرزمین‌های جنوب دریای ندیترانه و شبه جزیره عربستان را دربرمی گرفت، از شمال به رود دن و از شرق به مرزهای ایران محدود بود. از منظر اروپاییان غربی این دولت مهم‌ترین تجلی تمدن اسلانی به شمار می‌رفت و دادوستد و تعارض‌های فرهنگی و سیاسی و نظامی با آن نقش اصلی در تکوین انگاره‌ای داشت که غربیان از اسلام کسب کردند. سلطان سلیمان یکم، (۲۷ آوریل ۱۴۹۵ (میلادی) در ترابوزان؛ ۶ سپتامبر ۱۵۶۶ (میلادی))، مشهور به «کبیر» و گاه «قدرتمند» و (Lawgiver) و سلیمان قانونی، سلطان عثمانی و مشهورترین شهریار از این خاندان سلطنتی است.

سلطان سلیمان قانونی

سلیمان در سال ۱۴۹۵ به عنوان فرزند سلیم یکم به دنیا آمد و تا قبل از مرگ پدرش (۲۱ سپتامبر ۱۵۲۰)، والی مانیسا بود.

از مهم‌ترین کارهای سلیمان، محاصره وین با ۱۲۰۰۰۰ سرباز جنگی، در سال ۱۵۲۹ در سومین لشکرکشی او به سوی مجارستان بود. سلیمان همچنین با موفقیت با شاه تهماسب صفوی پادشاه ایران جنگید. ارتش سلیمان زیر فرمان وزیر بزرگش ابراهیم پاشا، توانست در ۱۳ ژوئن ۱۵۳۴ تبریز پایتخت پیشین ایران را فتح کند و در ۴ دسامبر همین سال به بغداد دست یابد. در دوره شاه تهماسب، پایتخت ایران به دلیل خطری که از ناحیه عثمانی احساس می‌شد، به شهر قزوین منتقل شده بود. سلطان سلیمان سه بار به ایران لشکرکشی کرد. وی یکبار تا سلطانیه زنجان هم پیش آمد، ولی به دلیل برف و کولاک سنگین مجبور به عقب‌نشینی شد.

سلیمان نیز مانند پدرش علاقه زیادی به هنر و معماری داشت و حتی خودش نیز شعر می‌سرود. بنای بزرگ مسجد سلیمانیه در استانبول از آثار به یاد مانده از دوران این پادشاه‌است.

مورخان او را سلیمان قانونی (Lawgiver) می‌خوانند زیرا که وی در طول سلطنت خود به قضا و قانون بیش از هر چیز دیگر توجه می‌کرد. سلیمان در هر کوی و برزنی در قلمرو عثمانی دادگاه دایر کرده بود و در جوار دفتر خود نیز یک شورای قضایی داشت. وی می‌گفت: از هر دستی که بریده شود خون جاری می‌شود، جز دستی که قاضی قطع کند و این اصطلاح از همان زمان در خاورمیانه سر زبانها افتاده‌است. در دوران سلطان سلیمان متصرفات عثمانی به اوج وسعت خود رسید. دشمنی عثمانی با ایران که از زمان سلطان سلیم آغاز شده بود در زمان سلطان سلیمان ادامه داشت و به جنگ او با شاه طهماسب صفوی انجامید.

سلطان های عثمانی

دوره تنظیمات و اصلاحات

پیشگامان تنظیمات روشنفکران دوره سلطان محمود دوم و سلطان عبدالمجید یکم مانند مصطفی رشید پاشا، فواد پاشا، محمدامین علی پاشا بودند. آنها تشخیص داده بودند که نهادهای مذهبی و نظامی قدیمی دیگر جوابگوی نیازهای امپراتوری در جهان مدرن نیست. بسیاری از تغییرات نظیر یونیفرم جهت تغییر طرز فکر مدیران امپراتوری بود. بسیاری از اصلاحات تلاش برای اتخاذ شیوه‌های موفق اروپایی بودند. تغییرها شامل سربازگیری، آموزش و پرورش، اصلاح نهادها و اصلاح قوانین و تلاش سیستماتیک از بین بردن فساد بود.

محمود دوم
عبدالمجید یکم

پروژهٔ بلند پروازانهٔ تنظیمات جهت مبارزه با قدرت‌های اروپایی و جلوگیری از ضعف امپراتوری عثمانی که مزهایش در حال کوچک شدن، و توانش در مقابل قدرت‌های اروپایی در حال کاهش بود آغاز یافت. امپراتوری عثمانی امیدوار بود که با خلاص شدن از سیستم قدیم بتواند شهروندانش را بهتر کند.

تنظیمات در زمان سلطان محمود دوم آغاز شده بود. دورهٔ تنظیمات با صدور «خط همایون» یا «فرمان تنظیمات خیریه» در ۱۲ آبان ۱۲۱۸ هجری شمسی مطابق به ۳ نوامبر ۱۸۳۹م آغاز شد. در این سند بسیار مهم، سلطان اعلام کرد که او آرزو دارد «مزایای یک دولت خوب را به ایالت‌های امپراتوری عثمانی از طریق نهادهای جدید به ارمغان آورد». متن فرمان روز یکشنبه ۲۵ ۳ نوامبر ۱۸۳۹م در پارک گلخانهٔ کاخ توپکپی و در حضور پادشاه، وزرا، علما، مأموران عالی‌رتبهٔ لشکری و کشوری، نمایندگان اصناف و معتمدان، اسقف کلیساهای ارامنه و یونان، خاخام یهود، سفرا و نمایندگان کشورهای خارجی و گروهی از مردم خوانده شد. به همین سبب فرمان تنظیمات، به «خط شریف گلخانه» نیز معروف است. خلیفه نیز به رعایت و اجرای فرمان سوگند یاد کرد و متن فرمان در روزنامه رسمی انتشار یافت.


پایان قسمت دوم

آدولف هیتلر

به گواه تاریخ نازی ها و شخص هیتلر اغاز کننده ی جنگ هایی بودند که اثرات ان هنوز هم قابل مشاهده است.اما در این بین کسانی هستند که از عقاید او دفاع می کنند و کسانی هستند که به طور کامل او را نمی شناسند.

ادولف هیتلر در طی مدتی که در زندان بود کتابی به نام نبرد من را نوشت که تبلور عقاید او بود.

من سعی میکنم هر بار جملاتی رو از نبرد من استخراج کنم و اینجا بنویسم تا همه به عقاید هیتلر دست پیدا کنند و تصمیم بر خوبی و بدی عقاید هیتلر بر عهده شما.

قسمت دوم

بسیاری او را وطن پرست می نامند.اما کدام وطن پرستی را می شناسید که به خاطر وطنش حق زندگی را برای دیگران سلب کند.بسیاری از این عقیده او که از سیاهان و یهودیان متنفر بود دفاع میکنند ولی ایا حتی یک لحظه خود را به جای ان ها گذاشته اند تا ببینند ان ها چه میکشند.مگر کسی که سیاه است به انتخاب خودش سیاه شده است؟ ستاره به ان روشنایی در اسمان سیاه نمایان می شود.علت مخالفت هیتلر با یهودیان بیشتر به کارل مارکس جامعه شناس یهودیه المانی باز می گزدد که خلاصه سخن او این بود که انسان دین را می افریند او به یکسانی منزلت انسان ها معتقد بود.او به دین اعتقاد زیادی نداشت قسمتی از سخنان او اینگونه بود که در زمان او طرفداران زیادی نداشت اما بعد ها مورد توجه قرار گرفت((دين هم ابزار ستمگري به طبقه زيردست جامعه و هم بيانگر اعتراض عليه ستمگري مي باشد.))

اما چند جمله دیگر از کتاب نبرد من

موضوع این نیست که حق پیروز شود اگر این موضوع شناخته شود علل مبارزه و خود مبارزه به وجود نمی امدند.

اری در دنیایی که از طرف نسل سیاه پوستان اشغال شده است مفاهیم زیبایی نجابت و همه ی امیدها به اینده ای روشن از میان خواهد رفت.

دولت شرط مقدم تشکیل تمدن انسان گرانبهائی است اما علت و سبب مستقیم منحصرا وجود نجادی است که لایق و مستعد تمدن باشد

ما ان صلحی را نمی خواهیم که در زیر شاخه های زیتون به دست اید ما ان صلحی را میخواهیم که  که ضامن ان شمشیر فاتح ملت برتری است که سراسر دنیا را به خدمت تمدن برتری در اورده است

یک دولت باید بیش از هر کاری ازدواج را رونق دهد و خانواده ها موجوداتی خدایی به وجو اورند نه غولهائی که نه ادم می توان نامیدشان نه میمون(اشاره به سیاهپوستان)

تصمیم اکثریت معنی ندارد بلکه تنها چیزی که مهم است تصمیم مسئولان است هر کس می تواند مشاور داشته باشد ولی شرط رئیس است و بس

ماه چگونه تشکیل شد؟

منشا جهان برای مدت‌ها طولانی مورد تردید قرار داشته و اکنون یک دانشمند علوم سیارات مدعی شده که زمین بطور موری چهار و نیم میلیارد سال قبل ماه را به دنیا آورده است.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، نظریه جدید جنجالی ویم وان وسترنن از دانشگاه آزاد آمستردام بر این اساس است که یک انفجار بزرگ معادل 40 میلیارد بمب اتم که از هسته زمین منشا گرفته، تا حدودی منجر به شکل‌گیری ماه شده است.

وی بر این باور است که این رویداد بزرگ حدود 4.5 میلیارد سال قبل رخ داده و می‌تواند پاسخی برای سوال به شدت مورد بحث منشا ماه باشد.

وان وسترن اظهار کرد که توضیحات قبلی در مورد چگونگی شکل‌گیری ماه در زبان ساده منطقی نیست.

جورج داروین، نوه چارلز داروین گفته بود که زمین اولیه به قدری سریع می‌چرخیده که بیرون افتاده و بخشی از خود را به فا پرتاب کرده تا شکل ماه را به خود بگیرد.

نظریه وی مشهور بود اما سپس با نظریه برخورد عظیم تحت‌الشعاع قرار گرفت که بر اساس آن یک جسم به اندازه سیاره مریخ با زمین اولیه برخورد کرده و در اثر این ضربه خرد شده است.

در این نظریه، تکه‌های کنده شده ماه را شکل داده‌اند. اما این فرضیه پس از بازگردادن نمونه‌هایی از سنگ ماه به زمین توسط ماموریت آپولو تا حد زیادی کنار گذاشته شد.

بررسی‌های شیمیایی سنگ‌ها در سال گذشته توسط دانشگاه شیکاگو نشان داد که آنها دارای ایزوتوپ‌های مشابه اکسیژن، سیلیکون و پتاسیم با نمونه‌های زمین هستند.

وان وسترن می‌گوید که این نتایج نشان می‌دهد ماه زمانی بخشی از زمین بوده که با انفجاری بزرگ از هسته زمین به فضا پرتاب شده است.

بر این کار، این محقق بر این باور است که باید انرژی پرتابشی بسیار بزرگی به سرعت بوجود آمده و طبق محاسبات وی قدرت این انفجار برابر با 40 میلیارد بمب اتمی پرتاب شده در هیروشیما بوده است.

این ایده که هسته زمین از یک راکتور اتمی بسیار عظیم برحوردار بوده برای بیش از 60 سال در میان دانشمندان مورد بحث بوده است.

همچنین شواهدی از راکتورهای فسیلی بسیار کچکتر تا 10 متر در غرب آفریقا وجود داشته که حدود 10 میلیارد سال قبل فعال بوده‌اند.

دانشمندان بر این باورند که عناصر سنگین مانند اورانیوم و پلوتونیوم در سنگ‌های سنگین پس از شکل‌گیری و قرار گرفتن آنها در پوسته آن به درون زمین نفوذ کرده و مخازن مایع بزرگ را شکل داده‌اند.

ماده رادیواکتیو در سنگ‌ها واکنش‌های کوچک از خود نشان داده که با ترکیب با سوخت کافی می‌تواند یک انجار عظیم را شکل دهد.

این نظریه یک راکتور هسته‌ای داخلی می‌تواند توضیحی برای این سوال باشد که چرا زمین انرژی بیشتری نسبت به آنچه از خورشید دریافت کرده، بیرون می‌فرستد.

با اینحال کارشناسان اظهار کرده‌اند که حتی اگر شواهد ژئوراکتورهای جهانی پیدا شود، بسیاری از دانشمندان باید از این امر که آیا آنها قادر به تولید ماه هستند، متقاعد شوند.

فرانسه

کشور شناسی

قسمت دوم:فرانسه 

فرانسه با عنوان رسمی جمهوری فرانسه کشوری است واقع در اروپای غربی. پایتخت این کشور پاریس و زبان رسمی آن فرانسوی است. جمعیت کشور فرانسه ۶۵ میلیون نفر و واحد پول آن یورو است.

فرانسه بزرگ‌ترین کشور اروپای غربی و بعد از اوکرایندومین کشور بزرگ قاره اروپا است.

فرانسه یکی از اعضای موسس اتحادیه اروپاو سازمان ملل متحد است. این کشور همچنین عضو گروه جی 8 و از اعضای دائم شورای امنیت سازمان نلل متحد و دارای حق وتو است. فرانسه یک کشور دارای تسلیحات هسته ای است

حدود ۶۴ درصد از مردم فرانسه کاتولیک، ۲۸ درصد بدون دین، و ۳ درصد پروتستان هستند.فرانسه کشوری سکولار است که در آن دین به طور کامل از سیاست جداست.


طی ۵۰۰ سال گذشته فرانسه از قدرت‌های بزرگ فرهنگی، اقتصادی، و نظامی در جهان بوده و در اروپا و دیگر بخش‌های جهان نفوذ سیاسی داشته‌است. در خلال سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی، فرانسه بخش‌هایی از شمال آفریقا و جنوب شرق آسیا را مستعره خود ساخت و در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم با گسترش مستعمراتش دومین امپراتوری بزرگ استعماری را در جهان تشکیل داد

سیاست

در فرانسه رئیس حکومت رئیس جمهور است که با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود. دوره ریاست جمهوری در فرانسه پنج سال است. در حکومت فرانسه نخست وزیر هم زیرنظر رئیس جمهور فعالیت می‌کند.

قوه مقننه از دو مجلس قانون‌گذاری، یکی مجلس ملی با ۴۹۱ نماینده و دیگری مجلس سنا با 295 نماینده تشکیل شده‌است. اعضای مجلس ملی با رای مستقیم مردم و برگزاری انتخابات عمومی برای مدت پنج سال انتخاب می‌شوند.

روش انتخاب اعضای مجلس سنا متفاوت است. اعضای این مجلس که برای مدت ۹ سال انتخاب می‌شوند، به صورت غیرمستقیم و توسط نمایندگان مجلس ملی، شورای عمومی ایالات و شورای شهرداری‌ها انتخاب می‌شوند.

در صورت بروز اختلاف میان مجلس‌های سنا و ملی شورای ملی حرف آخر را می‌زند. قانون اساسی فعلی فرانسه در سال ۱۹۵۸ تهیه شده‌است.

در فرانسه دو گروه عمده سیاسی وجود دارد که خط مشی این کشور را در زمینه‌های مختلف تعیین می‌کنند: راست و چپ.

در تاریخ ششم ماه می 2012، با اعلام نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، «فرانسوا اولاند»، کاندیدای سوسیالیست توانست «نیکولا سارکوزی»، رئیس جمهور قبلی این کشور را شکست داده و به عنوان رئیس جمهور فرانسه انتخاب شود.

تقسیمات کشوری

مساحت کشور فرانسه برابر با ۵۵۰۰۰۰ کیلومتر مربع بوده و وسیع‌ترین کشور اروپای غربی است (یک سوم وسعت ایران) و منطقه دریایی گسترده‌ای را در اختیار دارد . سطح فرانسه شبیه به یک شش‌ضلعی است.

بر اساس آخرین تقسیمات کشوری فرانسه به ۲۲ ناحیه تقسیم شده‌است و از ۹۶ شهرستان (یا دپارتمان) تشکیل گردیده که زیر نظر دولت مرکزی اداره شده و تحت نظارت شورای انتخابی محلی فعالیت می‌نمایند. هر ناحیه به کانتون‌ها و بخش‌هایی تقسیم شده و هر بخش از شورای شهر و شهردار خاص خود برخوردار می‌باشد.

اب و هوا

فرانسه از آب و هوایی معتدله و چهار فصل برخوردار است که بر حسب نواحی کمی متفاوتند:

  • برتانی و نورماندی: آب و هوای اقیانوسی مرطوب

اکیتن: آب و هوای اقیانوسی و مدیترانه‌ای شرق و شمال غرب: آب و هوای نیمه‌قاره‌ای زمستان سرد و برفی:

جنوب: آب و هوای مدیترانه‌ای

محیط زیست

مناطق کشاورزی و جنگل ۴۸ میلیون هکتار یعنی ۸۲ درصد فرانسه اروپایی را می‌پوشاند. پوشش جنگلی به تنهایی ۲۷ درصد کشور را در بر می‌گیرد و بعد از سوئد و فنلاند سومین پوشش را در اتحادیه اروپا تشکیل می‌دهد.

در حالی که ۱۳۶ نوع درخت در فرانسه شناخته شده‌است که در یک کشور اروپایی امری استثنایی محسوب می‌شود.

منابع طبیعی: زغال سنگ. اهن.بوکسیت.روی،پتاس،الوار،ماهی

اقتصاد

دولت سوسیالیست، بسیاری از شرکتهای بزرگ، بانکها و بیمه‌ها را خصوصی اعلام نمود. اما چندین شرکت عمده از جمله ایرفرانس، فرانس تله کوم، رنو و تالس در اختیار دولت است و در برخی از امور بویژه قدرت، حمل و نقل عمومی و صنایع دفاعی دولت حاکمیتی دارد.

بخش ارتباطات راه دور برای بخش خصوصی بتدریج آزاد شده است.

صنایع

از جمله مهم‌ترین صنایع کشور می‌توان به صنایع فلز کاری، ماشین الات، شیمیایی، وسائط نقلیه، مواد خوراکی و مشروبات، منسوجات و البسه،هواپیما سازی، کشتی سازی، پتروشیمی، الکتریکی، اتمی و نطامی اشاره نمود. گندم، جو سیب زمینی، ، سیب، ذرت، برنج انگور ماهی گاو خوک نیز مهم ترین محصولات کشاورزی هستند.

حمل و نقل

در کشور فرانسه بالغ بر ۸۴۰ هزار کیلومتر راه آسفالته و بزرگراه وجود دارد. طول راه‌آهن مورد استفاده نیز بالغ بر ۵۵۵، ۴۲ کیلومتر بوده و ارتباطات هوایی بین‌المللی این کشور توسط شرکتهای هواپیمایی ایرفرانس، (UTA) و پروازهای داخلی توسط ایر- اینتر صورت می‌پذیرد. سالانه بالغ بر ۸۴۰/۲۶ هزار توریست از این کشور دیدن می‌کنند

جهانگردی

با ۷۰ میلیون گردشگر در سال ۱۹۹۸، فرانسه اولین کشور توریستی جهان، بالاتر از اسپانیا، امریکا ایتالیا انگلستان چین و مکزیک قراد دارد.در سال ۲۰۰۶، ۷۹٫۱ میلیون نفر توریست به فرانسه سفر کرده‌اند که این تعداد بیشترین در میان کشورهای جهان بوده‌است. درآمد فرانسه از این تعداد توریست برابر ۴۶٫۳ میلیارد دلار بوده‌است.

روز ملی فرانسه چهاردهم ژوئیه‌است. حاکمیت و اکثریت با مسیحیت کاتولیکاست، ولی پروتستان ها، یهوذیها و مسلمانان نیز در این کشور زندگی میکنند

برج ایفل

برجی فلزی در میدان شان دو مارس و در کنار رود سن واقع در شهر پاریس است. برج ایفل که امروزه به عنوان نماد فرانسه شناخته می‌شود، پربازدیدترین بنای جهان و یکی از شناخته‌شده‌ترین بناها در جهان است.

ساخت برج ایفل در سال 1887 آغاز و در 31 مارس 1889 به پایان رسید. در آغاز برج ایفل برای نمایشگاه جهانی و به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد ولی پس از ساخت این بنا مورد قبول همگان واقع نشد و ۳۰۰ نفر که در بین آنها می‌توان از امیل زولا، گی دو موپاسان،شارل گارنیه و هم چنین الکساندر دوما نویسنده شهیر فرانسوی نام برد، به ساخت آن شدیداً اعتراض نمودند.

نام برج ایفل از نام سازنده‌اش گوستاو ایفل گرفته شده است.


برج ایفل به وسیله ۳۳۶ پروژکتور نورپردازی شده است و ۲۰ هزار نور نقطه‌ای در شب این برج را به درخشش در می‌آورد که این نورها از ۸۰ کیلومتری قابل مشاهده هستند. در سال ۱۸۸۹ به وسیله ۱۰ هزار لامپ گازی نورپردازی شد از سال ۱۹۸۵ تا کنون با نور طلایی نورپردازی شده است

کوروش بزرگ

قسمت دوم

جنگ با مادها

اسناد موجود از منابع میخی بین‌النهرین حکایت از آن دارند که کوروش پس از به تخت‌نشینی در پارس، با بابل روابط سیاسی برقرار کرد تا از جانب غرب، خیالش آسوده باشد و احتمالاً همزمان توجه خود را به شرق و شمال ایران نیز معطوف کرده‌بود. کوروش برای رهایی از یوغ مادها لشکرکشی خود را با حمله به دژ مادی پاسارگاد آغاز کرد و به گفتهٔ هرودوت، تنها سه طایفه از شش طایفهٔ ساکن پارس، به شورش او پیوستند اما از قرار معلوم، وی تعدادی از نجبای مادی را به‌طرف خود کشید.

تندیس کوروش کبیر در پارک المپیک سیدنی

 در این شورش، نبرد سختی درگرفت، نیکولاس دمشقی گزارش می‌دهد که در ابتدا اوضاع جنگ اصلاً به سود سپاه کوروش نبوده و پارس‌ها از برابر مادها که ار نظر تعداد سپاهیان، وضع بهتری داشتند گریخته بودند. زنان پارسی با دیدن مردانی که در حال فرار بودند بر آنان بانگ زدند که آیا می‌خواهید دوباره به همان جایی بروید که از آن‌جا به‌دنیا آمده‌اید؟ این رفتار زن‌ها باعث شد مردان با سرسختی بیش‌تری بجنگند و فائق ایتد.کوروش احتمالاً توانسته‌است ظرف دو سال بعدی، کلیهٔ نیروهای مادی را از پارس بیرون کند. به گفتهٔ هرودوت، هنگامی که آستیاگ شنید که کوروش برای جنگ آماده می‌شود، قاصدی را نزد وی فرستاد و او را به دربار احضار نمود. کوروش پاسخ داد خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رود در آنجا حاضر خواهم شد. این عدم اطاعت کوروش از آستیاگ نشان یک طغیان بود.

 آستیاگ در سال ۵۵۰ پیش از میلاد همهٔ نیروهای کمکی خود را از شمال و شرق ایران برای لشکرکشی نهایی فرخواند. رویدادنامه نبونعید گزارش می‌دهد: «آستیاگ سپاه خود را به‌کار گرفت و به‌سوی کوروش، شاه انزان، تاخت تا او را از پای درآورد.

درفش هخامنشیان

هارپاگ فرماندهی سپاهیان ماد را برعهده داشت و بنابر روایت هرودوت، هارپاگ که آستیاگ شدیداً او را تنبیه کرده بود، تصمیم گرفت که از شاه انتقام بگیرد. رویدادنامهٔ نبونعید می‌نویسد: «سپاه آستیاگ در میان جنگ سرکشی کرد.بخشی از سپاهیان مادی به کوروش پیوستند و بقیه، راه فرار پیش گرفتند و آستیاگ برای دفاع از پایتختش هگمتانه، شخصاً فرماندهی باقی‌ماندهٔ سپاهش را برعهده گرفت اما ناچار شد از برابر کوروش به دژ شهر پناه برد و شهر تسلیم کوروش شد.

رویدادنامهٔ نبونعید گزارش می‌دهد که «آستیاگ اسیر شد و مادها او را تسلیم کوروش کردند». کوروش با وی رفتاری جوانمردانه داشت و زندگی آخرین شاه ماد را بدو بخشید و او را به هیرکانیا [گرگان امروزی] تبعید کرد و خود کوروش «زر و سیم و همهٔ گنجینه را از هگمتانه برداشت و به انزان برد». او پس از پیروزی سال ۵۵۰ پیش از میلاد بر مادها، به بخش بزرگی از ایران دست یافت اما به حریم خاندان‌های حاکم تعدی نکرد بلکه صرفاً آن‌ها را دست‌نشاندهٔ پارس کرد. وی سپس به سمت غرب آمد و در آوریل ۴۷۰ پیش از میلاد به منطقهٔ میان‌رودان وارد شد تا سرزمین‌هایی که مادها در جنگ با آشورها از آن خود کرده بودند را مطیع خود کند. «او بر شاه آن‌جا پیروز شد، گنجینه‌اش را از آن خود کرد و نیروهای خود را بر آن‌جا گمارد.

کوروش پس از تسخیر ماد، رسماً خود را فرمانروای ماد خواند و لقب شاهان ماد را به خود اختصاص داد، اما در عمل سرزمین ماد توسط یک فرماندار پارسی اداره می‌شد. پارس‌ها سیستم ادارهٔ کشور را از مادها به عاریت گرفتند که خود آنها نیز بسیاری از شیوه‌های آن را از آسوری‌ها به عاریت گرفته بودند. درون حیطه و قلمرو امپراتوری هخامنشی، سرزمین ماد، دقیقاً پس از خود پارس رتبهٔ دوم را داشت. بنابراین یونانیان، یهودیان، مصری‌ها و سایر مردمان دنیای قدیم، سقوط ماد را در حقیقت جانشینی کوروش به جای آستیاگ می‌دانستند و پارسی‌ها را مادی می‌دانستند و تاریخ پارس را توالی و دنباله تاریخ ماد تلقی می‌کردند. هر چند هرودوت در بخش‌های پژوهشی کارهایش، با کمال دقت بین آداب و رسوم مادها و پارس‌ها تفاوت قائل می‌شود، ولی در فصولی که به افسانه‌ها و داستان‌ها می‌پردازد، شیوه‌های این دو را با یکدیگر مخلوط می‌کند و درهم می‌آمیزد. تئوگنیس و سیموندیس و سایر شاعران یونانی نیز پارسی‌ها را اهل ماد خواندند. منابع مصری و نیز سایر منابع نیز پارسی‌ها را مادی خوانده‌اند.

پایان قسمت دوم

آخرین بازمانده‌ زمین کیست؟

آخرین بازمانده‌های زمین ارگانیزم‌های بسیار کوچکی خواهند بود که در اعماق دریاها و به دور از چشم بشر زندگی می‌کنند.

براساس گزارش BBC، محققان با استفاده از مدلسازی رایانه‌ای سرنوشت زمین را در چند میلیارد سال آینده پیش‌بینی کردند. نتیجه این مدلسازی نشان داد خورشید به تدریج داغتر شده و در نتیجه این افزایش حرارت تنها موجوداتی که می‌توانند با شرایط سخت و داغ زمین کنار بیایند میکروب‌ها خواهند بود.

نتیجه این مطالعه در نشست ملی نجوم ارائه شد و محققان دانشگاه سن اندروز اسکاتلند در این نشست اعلام کردند بر اساس این مدلسازی‌، میزان اکسیژن موجود در زمین کاهش خواهد یافت،‌از این رو این موجودات باید بتوانند در محیطی بدون اکسیژن یا با اکسیژن بسیار رقیق‌،فشار بالا و نمک بالا به حیات خود ادامه دهند زیرا آب اقیانوسها نیز در اثر حرارت تبخیر خواهد شد.

آینده حیات برروی زمین در سرنوشت خورشید گره خورده‌است و طی گذر زمان ستاره زمین درخشان‌تر و درخشان تر خواهد شد. دانشمندان دانشگاه‌های سن اندروز، داندی و ادینبرگ با استفاده از این حقیقت به مدل‌سازی آینده محیط زیست سیاره زمین پرداختند. بر اساس همین مدل سازی،‌طی میلیارد‌ها سال آینده حرارت خورشید به اندازه‌ای شدید خواهد شد که اقیانوس‌ها آغاز به تبخیر می‌کنند.

این رویداد منجر به افزایش گازهای گلخانه‌ای در اتمسفر زمین شده و باعث می‌شود درجه حرارت زمین 100 درجه بیشتر از درجه حرارت کنونی شود. این وضعیت با کاهش میزان اکسیژن همراه شده و منجر به نابودی سریع گیاهان و جانداران خواهد شد و دیری نخواهد پایید که تنها موجوداتی به نام اکستریموفیل‌ها به تنها ساکنان زمین تبدیل خواهند شد. این ارگانیزم‌ها امروز نیز برروی زمین سکونت دارند و می‌توانند در سخت‌ترین شرایط به حیات خود ادامه دهند.

به گفته دانشمندان این موجودات تنها جاندارانی خواهند بود که قادر به تحمل حرارت، خشکی هوا و اتمسفر زهرآگین زمین آینده خواهند بود. به اعتقاد دانشمندان این موجودات به دور قطرات آبی که در اعماق زمین وجود دارد، تجمع کرده و به زندگی خود ادامه خواهند داد و به تدریج با وخیم‌تر شدن شرایط این جانداران نیز از بین خواهند رفت و طی 2.8 میلیارد سال آینده،‌زمین به کره‌ای خالی از سکنه تبدیل خواهد شد.

به گفته محققان چنین مطالعاتی می‌تواند دیدگاهی جدید درباره نحوه بقا در گوشه و کنار جهان هستی را به وجود آورد. درصورتی که سیاره‌ای شبه زمینی در جهان کشف شود، در عین حال میکروب‌ها در اتمسفر سیاره ها تغییراتی کوچک ایجاد می‌کنند که اطلاع از این تغییرات می‌تواند به اخترشناسان در کشف سیاره‌های شبه‌زمینی کمک کند.

امپراتوری عثمانی

قسمت اول

امپراتوری عثمانی یک قدرت سیاسی امپراتوری بود که از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲ میلادی در منطقه مدیترانه حکومت می‌کرد. این امپراتوری در اوج قدرت خود (قرن ۱۶ میلادی) مناطق اسیای کوچک، اکثر خاورمیانه، قسمت‌هایی از شمال آفریقا، قسمت جنوب شرقی اروپا تا قفقاز را شامل می‌شد. قلمرو رسمی حکومت عثمانی در اوج قدرت به ۵/۶ میلیون کیلومتر مربع می‌رسید.


به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

آدولف هیتلر

به گواه تاریخ نازی ها و شخص هیتلر اغاز کننده ی جنگ هایی بودند که اثرات ان هنوز هم قابل مشاهده است.اما در این بین کسانی هستند که از عقاید او دفاع می کنند و کسانی هستند که به طور کامل او را نمی شناسند.

ادولف هیتلر در طی مدتی که در زندان بود کتابی به نام نبرد من را نوشت که تبلور عقاید او بود.

من سعی میکنم هر بار جملاتی رو از نبرد من استخراج کنم و اینجا بنویسم تا همه به عقاید هیتلر دست پیدا کنند و تصمیم بر خوبی و بدی عقاید هیتلر بر عهده شما

قسمت اول:

اتریش المانی باید به اغوش وطن بزرگ خود بازگردد

صلح پایدار عالم بشری را به فنا می کشد 

چیزی که از راه ملایمت به دست نیامده است باید بزور مشت به دست بیاید

چیزی که در همه روزگاران به بهترین و موثرترین وجه کارهارا پیش برده وحشت و خشونت و زور است

نباید از نبرد دوری جست بلکه باید پیوسته در جستجوی نبرد بود

در مقابل چشمان من ملت المان قد علم می کند و من در ان ایام الهی بیرحم انتقام را می دیددم که باید بر ضد پیمان دروغین نوامبر 1918 قیام کند


چرا دهلی نو به این نام خوانده می شود؟

شاید برای بسیاری این سوال پیش بیاید که پسوند((نو)) به چه علت به دنبال دهلی امده است؟

 جالب است که بدانید که ایرانی ها نقش بسزایی در ایجاد دهلی نو داشته اند.

ماجرا به زمان نادر شاه افشار و لشکر کشی او به هندوستان بر میگردد.زمانی که ارتش نادر در مقابل لشکر محمد شاه غورکانی در جنگ کرنال قرار گرفتند ارتش محمد شاه چند برابر سپاهیان ایرانی بود.همچنین ارتش هند از فیل های غول پیکری بهره می برد که از پیش باخته بودن ارتش نادر را تضمین می کرد.

نادر یک تئورسیون جنگی بود و از بهره هوش بالایی برخوردار بود.نادر که از وجود فیل های ارتش هند قبل از لشکر کشی اگاهی داشت تعداد زیادی الاغ و قاطر را با خود به هند برده بود.نادر به ارتشیان خود دستور داد پشت الاغ ها را با اتش بسوزانند و ان ها را به طرف ارتش هند رها کنند.

ارتش نادر این کار را انجام دادند.الاغ ها نعره زنان به طرف فیل ها حمله کردند.فیل ها که از صحنه به وجود امده ترسیده بودند به طرف عقب و به سمت شهر دهلی هجوم بردند و علاوه بر له کردن بسیاری از ارتش هند قسمت های اعظمی از شهر را با خاک یکسان کردند.

پس از از بین رفتن شهر دهلی دستور بازسازی ان صادر شد و شهر دوباره ساخته شد که پس از ان به جای دهلی,دهلی نو نامیده شد

آندورا

کشور شناسی

قسمت اول:آندورا

در فهرست کشورهایی که بیشترین سرعت اینترنت جهان را دارند تقریباً همه کشورهایی که در بالای جدول هستند را بیشتر افراد می‌شناسند. در رده سوم این جدول اما نام کشوری به چشم می‌خورد که احتمالاً خیلی کم اسم آن را شنیده‌اید: آندورا.

در شاخص دانلود کشورهای مختلف آندورا با سرعت دانلود ۲۳/۳۸ مگابیت در ثانیه در رده سوم جهان قرار گرفته است؛فهرستی که در آن نام ایران در رده ۱۶۵به چشم می‌خورد ! آندورا که ساکنان آن می‌توانند از یکی از سریعترین سرویس‌های اینترنت جهان استفاده کنند کلاً حدود ۴۶۸ کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیت آن فقط حدود ۸۴ هزار نفر است. این کشور کوچک که کمتر نامش شنیده شده  درکوه‌های پیرنه بین دو کشور فرانسه و اسپانیا قرار گرفته و به لطف آب و هوای خوب و صنعت توریسم مردمش حسابی در رفاه و خوشی به سر می‌برند. ۸۰ درصد تولید ناخالص ملی آندورا را گردشگری تشکیل می‌دهد. تنها دو درصد از زمین‌های این کشور کوهستانی قابل کشت است و به همین خاطر اقتصاد این کشور درآمد زیادی از غلات و سبزیجات کاشته شده به دست نمی‌آورد.   آندورا لاولا  پایتخت این کشور با قرار گرفتن در ارتفاع هزار و ۲۳ متری از سطح دریا مرتفع‌ترین پایتخت اروپا به حساب می‌آید. سالانه ۲/۱۰ میلیون گردشگر به این کشور کوچک می‌روند و حسابی در آنجا پول خرج می‌کنند. این کشور کوهستانی به ویژه برای ورز‌ش زمستانی موقعیت بسیار مناسبی دارد و خیلی‌ها در اروپا برای اسکی این کشور را انتخاب می‌کنند. 

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

کشف منظومه ای با سه سیاره شبیه زمین

دانشمندان از شناسایی منظومه شش سیاره ای در نزدیکی زمین خبر می دهند که دستکم سه سیاره آن احتمال پشتیبانی از حیات را دارد.

سه سیاره این منظومه در فاصله مناسبی از ستاره خود قرار دارند – فاصله مطلوبی که می تواند از وجود آب – مهمترین شرط وجود حیات-  پشتیبانی کند.

پیش از این تصور می شد این ستاره که Gliese 667C نام دارد سه سیاره داشته باشد که یکی از آنها در فاصله " منطقه قابل سکونت" قرار دارد. دما در این سیاره به گونه ای است که می تواند از وجود آب سطحی مایع حمایت کند.

این سیاره و دو خواهر جدید کشف شده اش بزرگ تر از زمین اما کوچکتر از نپتون هستند.

"پاول باتلر" از موسسه کارنگی در واشنگتن دی سی گفت: این نخستین بار است که سه سیاره ای این چنینی در حال گردش در این منطقه قابل سکونت این منظومه دیده می شوند.

دانشمندان می گویند کشف این سه سیاره در منطقه قابل سکونت یک ستاره امید برای یافتن دنیاهایی مانند زمین را افزایش می دهد.

"روری بارنز" ستاره شناس دانشگاه واشنگتن می گوید: به جای آنکه به 10 ستاره برای جستجوی یک سیاره قابل سکونت چشم بدوزیم اکنون می توانیم فقط با بررسی یک ستاره، شانس زیادی برای یافتن چندین مورد از سیارات قابل سکونت  را داشته باشیم.

رصد های بیشتر Gliese 667C و تحلیل دوباره داده های موجود، نشان داد این ستاره میزبان دستکم شش و احتمالا هفت سیاره است.

این ستاره در فاصله نسبتا نزدیکی به زمین قرار دارد؛ فقط 22 سال نوری یعنی در فاصله  207 تریلیون کیلومتری از ما. این ستاره از نظر اندازه تقریبا یک سوم خورشید ماست و کم نورترین ستاره از یک منظومه ستاره ای سه گانه محسوب می شود.

علاوه بر این سه "ابر زمین"، احتمالا دو سیاره دیگر نیز در حاشیه منطقه قابل سکونت این ستاره می گردند و احتمالا از حیات پشتیبانی می کنند.

کوروش بزرگ

سلام به دوستان عزیز

امروز اولین قسمت از زندگینامه کوروش بزرگ رو براتون میزازم.

کوروش دوم که به کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است. بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنش بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانه خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزندکمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی می‌کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است و به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند. ولی اخیراً سندی از کیش در بابل منتشر شده که مورخ نوزدهم ماه ارشسمنه در سال نهم سلطنتی کوروش است که برابر با ۴ دسامبر ۵۳۰ قبل از میلاد می شود. از اینرو به نظر می‌رسد جنگ با ماساگت ها در اواخر (دور) سال ۵۳۰ قبل از میلاد رخ داده باشد.

دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه‌است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند. ولی فقط یکی از آنها را معتبر می‌داند. طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان‌های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می‌شده‌است.

کوروش ابتدا علیهٔ شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک‌هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی «پارت»، «زرنگ»، هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ‌ها در تاریخ ثبت نشده‌است و اطلاع کمی دربارهٔ کیفیت این نبردها وجود دارد.

در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده‌است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به‌نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت‌های درگیر در آسیای غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیانتبعیدی به میهن‌شان در اسرائیل را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره‌ای را که نبوکعد از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد.

استوانه کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی‌است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متخد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.

هرودوت گزارش می‌دهد که کوروش در جنگ با ماساگت ها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را اکثر مورخان جدید رد می‌کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است. تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می‌کند، دو لوح و سند گلی یافت‌شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می‌دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می‌دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته‌است و یا حداقل، خبر درگذشت وی و بر تخت‌نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده‌ است.


کودکی و نوجوانی


دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود می‌دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه‌است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند.که البته یکی از ان ها معتپر است.

بنا به گفتهٔ هرودوت، استیاگ (پدربزرگ کوروش) شبی در خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که کشور ماد و تمام آسیا را غرق کرد. مغها خواب وی را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا چیره خواهد شد. از این روی، وی دخترش ماندانا را به یکی از بزرگان پارس به زناشویی داد. پس از تولد نوه‌اش، وی خواب دیگری دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را فراگرفته‌است پس او فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ سپرد و دستور داد که کودک را نابود کند. هارپاگ، کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سِپاکو از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد مردهٔ فرزندش را به مأموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. هارپاگ هم جسد پسر چوپان را با اسمی دیگر در مقبرهٔ شاهی دفن کرد.سال‌ها بعد هنگامی که کوروش ده ساله شده بود و با کودکان بازی می‌کرد، آن کودکان وی را به عنوان پادشاه برگزیدند. وی در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام آرتمبارس نزد آستیاگ شکایت کرد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزند درباریان را چوب زده‌است. کوروش را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهٔ کوروش و شباهت وی با افراد خانواده چنین سوءظن برد که مبادا او کوروش نوهٔ خودش باشد. شاه چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید شکنجه خواهد شد و وی حقیقت را بیان داشت. پس از آن، شاه هارپاگ را احضار کرد و از وی پرسید: «طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟» هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.» او گفت حالا که طفل زنده مانده باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این میهمانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه وی خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کوروش بود، غذایی تهیه کرد و به خورد پدرش داد.

مدتی بعد آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سوال کرد که آیا هنوز باید از آن خطر از جانب نواده‌اش بترسد یا خیر؟ آنها پاسخ دادند که رویای شاه هم‌اکنون تعبیر شده‌است برای آنکه کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی می‌کرد به عنوان شاه انتخاب شد. بنابراین دیگر نیاز نیست از وی بترسد. پس از آن آستیاگ آرام گرفت و نواده‌اش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد.تقریباً همهٔ جماعات متمدن از همان دوره‌های اولیه در اشعار و افسانه‌ها، قهرمانانی از قبیل شاهان و بنیانگذاران مذاهب و سلسله‌های سلطنتی و بطورکلی قهرمانان ملی خود را ستوده‌اند. شباهت بهت‌آور و گاه یکسان‌بودن این افسانه‌ها در میان اقوام مختلف که اغلب از هم فاصله‌های زیادی دارند، از دیر باز معلوم بوده و در سبک و روال این نوع افسانه‌های ولادت معمولاً شباهت‌هایی به چشم می‌خورد.

داستان هرودوت از تولد کوروش، نه‌تنها همانندهایی در داستان‌های تولد شخصیت‌های تاریخی دیگر مانند حکایت کودکی موسی و کودکی سارگن بزرگ (بنیانگذار بابل) دارد، بلکه دربارهٔ دودمان‌های شاهی در تاریخ ایران نیز نظیر چنین داستان‌هایی موجود است که داستان کوروش اولین آنهاست. داستان زادن و جوانی اردشیر بابکان نخستین پادشاه دودمان ساسانی نیز همانند داستان کوروش‌است.

((دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند))کوروش کبیر

پایان قسمت اول