جسد فرعون معجزه قران را اثبات کرد+کلیپ

 رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

 

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!
لذا بعد از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:
{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً وَإِنَّ كَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد:
من به اسلام و به این قرآن ایمان آوردم.
برای دیدن کلیپ به لینک زیر مراجعه کنید:
 

کشفیاتی که نظر ما را درباره دایناسور ها تغییر داد.

اکتشافات جدید در مورد دایناسور ها اطلاعات قبلی را به چالش کشیده اند.دانشمندان چند هفته قبل به این نتیجه رسیده اند که همه دایناسورها کرک و پر داشته اند و به تازگی به این نتیجه رسیده اند که دایناسورها 9 میلیون سال زودتر از ان چیزی که تصور میشد می زیستند.شاید شما دایناسورها را جاندارانی غول پیکر اما کشف فسیل هایی از ان ها به اندازه سگ و گربه این عقیده را نیز تغییر داد.و جالب است بدانید که چندماه پیش علت اصلی انقراض دایناسورها نوعی میکروب اعلام شد.در مطلب زیر تمامی یافته های جدید در مورد دایناسورها بررسی می شود.

 

باستان شناسان پس از انجام تحقیقات بر فسیل‌های یافت شده در لهستان و آفریقا وجود دایناسورهایی را در ابعاد سگ‌ها و گربه‌های امروزی تأیید کردند. این فسیل‌های یافت شده که متعلق به ۲۴۹ تا ۲۵۱ میلیون سال پیش هستند جزء گونه‌های منقرض شده دایناسورها محسوب می‌شوند، که بنا بر این تحقیقان جدید ۹ میلیون سال زودتر از آنچه قبلا تشخیص داده شده بود در زمین می زیستند.

 ریچارد باتلر از محققان دانشگاه بیرمنگام درباره اکتشافات اخیر اعلام کرد که این‌گونه از دایناسورها جزء اجداد سگ‌ها و گربه‌های امروزی بوده‌اند. ما تکه هایی از فسیل آن‌ها را در لهستان و بخشی را در آفریقا یافته‌ایم. سیر تکاملی فسیل با گذشت زمان کاملاً مشهود است، شکل این حیوان با توجه به شرایط زیست محیطی تغییر کرده و از گونه‌های دایناسوری بزرگ بوده‌اند.

باستان‌شناسان بازو و شش مهره از این‌گونه را در تانزانیا و گونه دیگری شبیه این دایناسور را در لهستان یافته‌اند. فسیل های یکی از دایناسورها در معدنی در لهستان کشف شده، که در واقع جزئی از اصل و نسب دایناسورها محسوب می شود که به احتمال زیاد از اجداد دایناسوری مانند تیرانوسور رکس محسوب می شود.وی افزود: به عقیده ما این‌گونه‌ها بر اثر فوران های آتشفشانی و وجود محیطی خشن جان سپرده‌اند. هنگامی که زمین بشدت گرم شده بود، بیش از ۹۶ درصد از دایناسورها و موجودات زنده در زمان‌های گذشته و در دوره یانقراض پرمین نزدیک به ۲۵۲ میلیون سال پیش از بین رفتند.

کشف فسیل کولیندادروموس زابایکالیکوس(Kulindadromeus zabaikalicus)، استنباط های موجود درباره تکامل دایناسورها را به چالش کشید، نتایج یک پژوهش نشان داده است که سطح پوست تمام دایناسورها با پر پوشیده شده بود یا این ظرفیت را داشت که پر داشته باشد.

 در پی کشف یک فسیل ۱۵۰ میلیون ساله در سیبری مشخص شد که داشتن پر بین دایناسورها بسیار گسترده‌تر از چیزی بود که قبلا تصور می‌شد. دکتر پاسکال گادفرویت، از موسسه سلطنتی علوم طبیعی بلژیک در بروکسل که هدایت این مطالعات را در دست داشته است، گفت که این یافته دیدگاه پژوهشگران را نسبت به دایناسورها “کاملا تغییر داد.” دایناسوری که فسیلش کشف شده ، کولیندادروموس زابایکالیکوس نامیده می‌شود. این دایناسور حدود یک متر طول داشت با یک پوزه کوتاه، پاهای بلند در عقب، بازوهایی کوتاه و پنج انگشت قوی. بررسی فسیل دندان‌هایش هم نشان داد که برای جوییدن گیاهان سازگار بوده‌اند.

تاکنون، فسیل‌های مربوط به دایناسورهای پردار در چین یافت شده بود و مربوط به گونه‌ای دایناسور گوشتخوار بود. اما تازه‌ترین اکتشاف در سیبری به گروه کاملا متفاوتی از دایناسورها مربوط است که گیاهخوار هستند. پژوهشگران بلژیکی و روسیه منطقه‌ای را در کولیندا، جنوب شرق سیبری، کشف کردند که مملو از استخوان‌های دیرین دایناسورهاست دکتر پاسکال گادفرویت گفت: با این یافته جدید، منشاء دایناسورهای پردار به میلیون‌ها سال قبل‌تر از زمانی برمی‌گردد که تصور می‌شد. او اضافه کرد: “این واقعیت که الان مشخص شده است در دو منطقه مجزا (چین و روسیه) دایناسورهای پردار زندگی می‌کردند، به این معناست که نیای مشترک این دو گونه که احتمالا ۲۲۰ میلیون سال پیش زندگی می‌کرد هم پر داشته است.” او گفت که این اکتشاف “یک شگفتی بزرگ” به دنبال داشته است.

دکتر ماریا مک‌نامارا از دانشگاه کورک ایرلند که در این مطالعه مشارکت داشته است، گفت: “به جای این که دایناسورها را موجوداتی فلس‌دار و ترسناک با پوست‌هایی خشک تصور کنیم، باید در نظر داشته باشیم که آنها پوستی کرکی و پرزدار داشتند، چیزی مثل آنچه جوجه‌ها دارند.” دیدگاهی دیگر به باور پژوهشگران، بخش‌های تیره رنگ در این فسیل دایناسور به پرهای آن مربوط است. به این ترتیب، آیا لازم است با بازبینی در عکس‌های دایناسورها در کتاب‌های کودکان، برایشان کرک و پر اضافه شود؟ به نظر پروفسور مایک بنتون از دانشگاه بریستول که او هم در این پژوهش نقش داشت، شاید تا حدی این بازبینی لازم باشد.

او گفت: “پژوهش ما به این معنا نیست که تمام دایناسورها پر داشته‌اند، مخصوصا دایناسورهای بالغ.” او اضافه کرد: “بعضی (از دایناسورها) در سن کم پر داشته‌اند و در طول زندگی هم این پرها را حفظ کرده‌اند. بعضی دیگر ممکن است با رشد و افزایش سن و سال، پرهایشان را از دست بدهند یا به جایشان فلس‌دار شوند.” پروفسور بنتون گفت: “مساله اصلی این است که در ابتدا تمام دایناسورها پردار و خونگرم بودند.” او اضافه کرد: “پرها ابتدا برای محافظت از بدن دایناسورها در برابر تغییر دما و نیز ارتباط آنها با یکدیگر به کار می‌رفتند و بعدها برای پرواز سازگاری پیدا کردند.”جزئیات این پژوهش در نشریه ساینس منتشر شده است.

تیمی از محققان MIT طی تحقیقات خود برای پیدا کردن علت بزرگ‌ترین انقراض تاریخ سیاره زمین به شواهد جدیدی دست یافتند. انقراض بزرگ حدود ۲۵۲ میلیون سال پیش باعث نابودی ۹۰ درصد از مجموع حیات روی زمین شده است.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد عامل این رویداد فاجعه‌بار، میکروبی به نام متونوسرچینا ( Methanosarcina ) بوده که گاز متان آزاد می‌کند. شواهد جدید بیانگر آن است که در زمان انقراض، میزان بسیار زیادی از این میکروب در اقیانوس‌های جهان به وجود آمده و همچنین در میان ابرهای وسیعی از کربن حاوی گاز متان در فضا پراکنده بود. این فاجعه باعث تغییرات آب و هوایی بسیار گسترده‌ای شده است، به طوری که هرگونه زندگی روی سیاره در آن زمان غیرممکن شد.

 

فرضیه ای که می گوید این میکروب باعث این انقراض شده است، توسط کشفیات دانشمندان که در زمان انقراض میکروب‌ها از میکروب دیگر انتقال ژنتیکی داشتند، تقویت می‌شود. در طول این انتقال، قابلیت تولید متان در این میکروب افزایش می‌یابد. با وجود کاتالیزور، فعالیت آتشفشانی این میکروب بدون کنترل در سراسر اقیانوس‌ها پراکنده می‌شود. در نتیجه از آب سرشار از کربن و نیکل مقادیر عظیمی گاز کربن حاوی متان تولید می‌شود. انتشار چنین گاز متانی می‌تواند باعث افزایش میزان دی‌اکسید کربن در آب، اسیدی شدن محیط اقیانوس و در نهایت تغییر جبران‌ناپذیر اکوسیستم شود. با وجود این‌که تیم تحقیقاتی تاکید می‌کند هیچ شواهدی نمی‌تواند به طور قطعی علت رویداد پرمین را مشخص کند، اما در حال حاضر فعالیت آتشفشانی و انتشار گاز متان از میکروب‌های متونوسرچینا می‌تواند تنها دلایلی باشد که به ذهن دانشمندان خطور می‌کند.

نظریه‌های مختلفی درباره علت این واقعه از جمله برخورد سیارک و فوران‌های عظیم آتشفشانی پیشنهاد شده‌اند اما محققان دانشگاه MIT مدعی‌اند پاسخی برای آن انقراض بزرگ یافته اند. انقراض “پرمین”  در ۲۵۲ میلیون سال پیش اتفاق افتاده و بیش از ۹۰ درصد از گونه‌های دریایی و حیات روی زمین (شامل بزرگ‌ترین حشرات ساکن زمین) را از بین برده است.

منابع:

bigbang

bbc.co.uk

dailymail

gizmag

انسان‌ها و نئاندرتال‌ها «قرن‌ها» همزیستی داشته‌اند!

تا کنون تصور می‌شد که انسان‌های امروزی و پسرعمو‌های دیرین‌ آنها نئاندرتال‌ها هرگز با یکدیگر ملاقات نکردند، اما دانشمندان می‌گویند این دو گونه «حدود ۲۰۰۰۰ سال» در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند.

 

به گزارش رادیو فردا از روزنامه «ایندپندنت»، بررسی‌های پژوهشگران نشان داده که آخرین نشان برجای مانده از انسان نئاندرتال‌* مربوط به ۴۰۰۰۰ سال پیش است و این گونه احتمالاً در نقطه‌ای در اروپای غربی برای همیشه از صفحه روزگار محو شده است. یافته اخیر اثباتی است بر این نظریه که نئاندرتال‌ها تا ۲۰۰۰۰ سال در کنار هوموساپین‌ها زندگی کرده‌اند. هوموساپین‌ها به گونه‌ جانوری گفته می‌شود که از لحاظ کالبدشناسی (آناتومی) در دسته «انسان امروزی» طبقه بندی می‌شود.

اما اینکه «چگونه» و «چه زمانی» نئاندرتال‌ها از بین رفتند دو راز بزرگ نظریه فرگشت (تکامل) بوده است. در تلاش برای یافتن پاسخ پرسش دوم پژوهشگران موفق شده‌اند از طریق انجام آزمایش‌های رادیو‪کربن بر روی استخوان‌ها‬ و ابزار برجای‌مانده از نئاندرتال‌ها راز زمان انقراض نئاندرتال‌ها را حل کنند. دانشمندان ۱۹۶ نمونه استخوان، ذغال سنگ و صدف برجای مانده از ۴۰ محل شناخته شده زندگی نئاندرتال‌ها از اسپانیا تا روسیه را بررسی رده و به این نتیجه رسیدند که این گونه حدود ۳۹۰۰۰ سال پیش از میان رفت.

این تاریخ بدان معنا است که همزیستی نئاندرتال‌ها و هوموساپین‌ها در اروپا دست کم ۴۰۰۰ سال به طول انجامید. ممکن است این زمان در آسیا تا ۲۰۰۰۰ سال به درازا کشیده باشد. پژوهش‌های قدیمی‌تر نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها حدود ۲۵۰۰۰۰ سال پیش نخستین بار در اوراسیا ظاهر شدند و اندکی پس از پیداشدن هوموساپین‌ها از بین رفتند. دانشمندان باور دارند که رقابت احتمالی بر سر منابع و حتی مناقشات خشونت آمیز میان دو گونه در نهایت نئاندرتال‌ها را به جنوب اسپانیا عقب راند. به رغم این رقابت‌ها، بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که درجه‌ای از اختلاط ژنتیکی و زاد و ولد میان دو سرشاخه دیرین بشر نوین وجود داشته است. این ترکیب ژنتیک بیشتر در آسیا به چشم می‌خورد.

روزنامه «گاردین» نیز در مطلبی درباره کشف جدید درباره سرنوشت نئاندرتال‌ها به نقل از «توماس هایم»، استاد باستان ‌شناسی دانشگاه آکسفورد، نوشت که شواهدی یافته شده که حاکی است واپسین نسل‌های نئاندرتال‌ها تحت تأثیر فرهنگ انسان‌های امروزی قرار گرفته بودند. نمونه‌های ابزار برجای مانده از مکان زندگی نئاندرتال‌ها شبیه ابزاری است که به ظاهر توسط انسا‌ن‌هایی به اروپا وارد شد که از آفریقا به آنجا کوچ کردند. بعید نیست که یافته‌های جدید به معنای آن باشد که همچنان که نئاندرتال‌ها توسط انسان‌های تازه‌وارد از سرزمین‌های خود بیرون رانده می‌شدند برخی از فن‌آوری‌های مورد استفاده آنها را نیز کسب کرده باشند. به گفته توماس هایم، «در نهایت این آنها بودند که در رقابت شکست خوردند.»

* انسان نئاندِرتال (Homo neanderthalensis) گونه‌ای از سردهٔ انسان بود که در اروپا و قسمت‌هایی از غرب آسیا، آسیای مرکزی و شمال چین (آلتای) سکونت داشتند. برخی ژن‌ها میان نئاندرتال‌ها و انسان امروزی مشترک است. این به آن دلیل است که نئاندرتال‌ها و اجداد انسان مدرن زمانی که ابتدا شروع به مهاجرت از آفریقا به نقاط دیگر جهان کردند، با یکدیگر آمیزش داشتند. بدن نئاندرتال‌ها برای زندگی در آب و هوای سرد سازگاری یافته بود، بطور مثال آنها کاسه سر بزرگ داشتند، کوتاه قامت اما بسیار قوی بودند و دارای بینی بزرگی بودند، ویژگی‌هایی که مطلوب آب و هوای سرد هستند.

منبع:

رادیو فردا

مطالعه بیشتر:

independent.co.uk

...

پست نقدی بر فیلم اتاقی در رم به علت اعتراضاتی که انجام گرفت حذف شد.